سند حقوقی

قانون مجازات اسلامي

تاریخ تصویب: 1370/05/08 · آخرین وضعیت: اصلاحی 1399/11/08 · تاریخ روزنامه رسمی: 1370/10/11
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب پنجم - موجبات ضمان

ماده ۳۲۱

ماده 321 ـ هرگاه بيطار و دامپزشك گرچه متخصص باشد در معالجه حيواني هر چند با اذن صاحب او باشد موجب خسارت شود ضامن است .

ماده ۳۲۲

ماده 322 ـ هرگاه طبيب يا بيطار و مانند آن قبل از شروع به درمان از مريض يا ولي او يا از صاحب حيوان برائت حاصل نمايد، عهده دار خسارت پديد آمده نخواهد بود.

ماده ۳۲۳

ماده 323 ـ هرگاه كسي در حال خواب بر اثر حركت و غلطيدن موجب تلف يا نقص عضو ديگري شود جنايت او بمنزله خطاء محض بوده و عاقله او عهده دار خواهد بود.

ماده ۳۲۴

ماده 324 ـ هرگاه كسي چيزي را همراه خود يا با وسيله نقليه و مانند آن حمل كند و بشخص ديگري بر خورد نموده موجب جنايت گردد در صورت عمد يا شبه عمد ضامن مي باشد و در صورت خطاء محض ، عاقله او عهده دار مي باشد.

ماده ۳۲۵

ماده 325 ـ هرگاه كسي به روي شخصي سلاح بكشد يا سگي را به سوي او برانگيزد يا هر كار ديگري كه موجب هراس او گردد انجام دهد مانند فرياد كشيدن يا انفجار صوتي كه باعث وحشت مي شود و براثر اين ارعاب آن شخص بميرد اگر اين عمل نوعاً كشنده باشد يا به قصد قتل انجام شود گرچه نوعاً كشنده نباشد، قتل عمد محسوب شده و موجب قصاص است واگر اين عمل نه نوعاً كشنده و نه با قصد قتل انجام بگيرد قتل شبه عمد محسوب شده و ديه آن بر عهده قاتل است .

ماده ۳۲۶

ماده 326 ـ هرگاه كسي ديگري را بترساند و موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار خود را از جاي بلندي پرت كند يا به درون چاهي بيفتد و بميرد در صورتيكه آن ترساندن موجب زوال اراده و اختيار و مانع تصميم او گردد ترساننده ضامن است .

ماده ۳۲۷

ماده 327 ـ هرگاه كسي خود را از جاي بلندي پرت كند و بر روي شخصي بيفتد و سبب جنايت گردد در صورتي كه قصد انجام جنايت را داشته باشد قتل عمد بوده و قصاص دارد و در صورتي كه قصد قتل نداشته ولي قصد پرت شدن را داشته باشد و معمولاً با آن قتل انجام نمي شود قتل شبه عمد بوده ديه در مال او خواهد بود و همچنين است اگر با وجود قصد پرت شدن بي اختيار پرت شود ولي اگر دراثر لغزش يا علل قهري ديگر و بي اختيار به جايي پرت شود و موجب جنايت گردد خودش ضامن است نه عاقله اش .

ماده ۳۲۸

ماده 328 ـ هرگاه كسي به ديگري صدمه وارد كند و يا كسي را پرت كند واو بميرد يا مجروح گردد در صورتي كه نه قصد جنايت داشته باشد و نه كاري را كه قصد نموده است نوعاً سبب جنايت باشد شبه عمد محسوب و عهده دار ديه آن خواهد بود.

ماده ۳۲۹

ماده 329 ـ هرگاه كسي ديگري را بر روي شخص ثالث پرت كند و آن شخص ثالث بميرد يا مجروح گردد در صورتي كه نه قصد جنايت داشته باشد و نه كاري را كه قصد كرده است نوعاً سبب جنايت باشد شبه عمد محسوب و عهده دار ديه مي باشد.

ماده ۳۳۰

ماده 330 ـ هرگاه كسي در ملك خود يا در مكان و راهي كه توقف در آن مجاز است توقف كرده يا وسيله نقليه خود را متوقف كرده باشد و ديگري به او برخورد نمايد و مصدوم گردد آن شخص متوقف عهده دار هيچگونه خسارتي نخواهد بود.

ماده ۳۳۱

ماده 331 ـ هركس در محل هائي كه توقف در آنجا جائز نيست متوقف شده يا شيئي و يا وسيله اي را در اين قبيل محلها مستقر سازد و كسي اشتباهاً و بدون قصد با شخص يا شيئي و يا وسيله مزبور برخورد كند و بميرد شخص متوقف يا كسي كه شيئي يا وسيله مزبور را در محل مستقر ساخته عهده دار پرداخت ديه خواهد بود و نيز اگر توقف شخص مزبور با استقرار شيئي و وسيله مورد نظر موجب لغزش راهگذر و آسيب كسي شود، مسوول پرداخت ديه صدمه يا آسيب وارده است مگر آنكه عابر با وسعت راه و محل عمداً قصد برخورد داشته باشد كه در اين صورت نه فقط خسارتي به او تعلق نمي گيرد بلكه عهده دار خسارت وارده نيز ميباشد.

ماده ۳۳۲

ماده 332 ـ هرگاه ثابت شود كه مأمور نظامي يا انتظامي در اجراي دستور آمر قانوني تيراندازي كرده و هيچگونه تخلف از مقررات نكرده است ضامن ديه مقتول نخواهد بود و جزء مواردي كه مقتول و يا مصدوم مهدورالدم نبوده ديه به عهده بيت المال خواهد بود.

ماده ۳۳۳

ماده 333 ـ در مواردي كه عبور عابر پياده ممنوع است اگر عبور نمايد و راننده اي كه با سرعت مجاز و مطمئنه در حال حركت بوده و وسيله نقليه نيز نقص فني نداشته است و در عين حال قادر به كنترل نباشد و با عابر برخورد نموده منجر به فوت يا مصدوم شدن وي گردد راننده ضامن ديه و خسارت وارده نيست .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیات

باب ششم - ـ اشتراک در جنایت

ماده ۳۳۴

ماده 334 ـ هرگاه دو نفر با يكديگر برخورد كنند و دراثر برخورد كشته شوند هر دو سوارباشند يا پياده يا يكي سواره و ديگري پياده باشد در صورت شبه عمد نصف ديه هر كدام از مال ديگري پرداخت مي شود و در صورت خطاء محض نصف ديه هركدام بر عاقله ديگري است .

ماده ۳۳۵

ماده 335 ـ هرگاه دو نفر با يكديگر برخورد كنند و دراثر برخورد يكي از آنها كشته شود در صورت شبه عمد نصف ديه مقتول بر ديگري است و در صورت خطاء محض نصف ديه مقتول بر عاقله ديگري است .
تبصره
تبصره ـ هرگاه كسي اتفاقاً و بدون قصد به شخصي برخورد كند و موجب آسيب او شود خطاء محض ميباشد.

ماده ۳۳۶

ماده 336 ـ هرگاه دراثر برخورد دو سوار، وسيله نقليه آنها مانند اتومبيل خسارت ببيند در صورتي كه تصادم و برخورد به هر دو نسبت داده شود و هر دو مقصر باشند يا هيچكدام مقصر نباشند هر كدام نصف خسارت وسيله نقليه ديگري را ضامن خواهد بود خواه آن دو وسيله از يك نوع باشند يا نباشند و خواه ميزان تقصير آنها مساوي يا متفاوت باشد و اگر يكي از آنها مقصر باشد فقط مقصر ضامن است .
تبصره
تبصره ـ تقصير اعم است از بي احتياطي ، بي مبالاتي ، عدم مهارت ، عدم رعايت نظامات دولتي .

ماده ۳۳۷

ماده 337 ـ هرگاه دو وسيله نقليه دراثر برخورد با هم باعث كشته شدن سرنشينان گردند در صورت شبه عمد راننده هر يك از دو وسيله نقليه ضامن نصف ديه تمام سرنشينان خواهد بود و در صورت خطاء محض عاقله هر كدام عهده دار نصف ديه تمام سرنشينان ميباشند و اگر برخورد يكي از آن دو شبه عمد و ديگري خطاء محض باشد ضمان بر حسب مورد پرداخت خواهد شد.
تبصره
تبصره ـ در صورتيكه برخورد دو وسيله نقليه خارج از اختيار راننده ها باشد مانند آنكه ريزش كوه يا طوفان و ديگر عوامل قهري تصادم حاصل شود هيچگونه ضماني در بين نيست .

ماده ۳۳۸

ماده 338 ـ هرگاه شخصي را كه شبانه از منزلش خوانده و بيرون برده اند مفقود شود دعوت كننده ضامن ديه اوست مگراينكه ثابت كند كه ديگري او را كشته است ، و نيز اگر ثابت شود كه به مرگ عادي يا علل قهري در گذشته چيزي بر عهده دعوت كننده نيست .

ماده ۳۳۹

ماده 339 ـ هرگاه كسي در معبر عام يا هرجاي ديگري كه تصرف در آن مجاز نباشد چاهي بكند يا سنگ يا چيز لغزنده اي بر سر راه عابران قرار دهد يا هر عملي كه موجب آسيب يا خسارت عابران گردد انجام دهد عهده دار ديه يا خسارت خواهد بود ولي اگر اين اعمال در ملك خود يا در جايي كه تصرفش در آن مجاز است واقع شود عهده دار ديه يا خسارت نخواهد بود.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیات

باب هفتم - تسبیب در جنایت

ماده ۳۴۰

ماده 340 ـ هرگاه در ملك ديگري با اذن او يكي از كارهاي مذكور در ماده ( 339 ) را انجام دهد و موجب آسيب يا خسارت شخص ثالث شود عهده دار ديه يا خسارت نمي باشد.

ماده ۳۴۱

ماده 341 ـ هرگاه در معبر عام عملي به مصلحت عابران انجام شود كه موجب وقوع جنايت يا خسارتي گردد مرتكب ضامن ديه و خسارت نخواهد بود.

ماده ۳۴۲

ماده 342 ـ هرگاه كسي يكي از كارهاي مذكور ماده 339 را در منزل خود انجام دهد و شخصي را كه در اثر نابينائي يا تاريكي آگاه به آن نيست به منزل خود بخواند عهده دار ديه و خسارت خواهد بود واگر آن شخص بدون اذن صاحب منزل يا با اذني كه قبل از انجام اعمال مذكور از صاحب منزل گرفته است وارد شود و صاحب منزل مطلع نباشد عهده دار هيچگونه ديه يا خسارت نمي باشد.

ماده ۳۴۳

ماده 343 ـ هرگاه دراثر يكي از عوامل طبيعي مانند سيل و غيره يكي از چيزهاي فوق حادث شود و موجب آسيب و خسارت گردد هيچكس ضامن نيست گرچه تمكن برطرف كردن آنها را داشته باشد واگر سيل يا مانند آن چيزي را بهمراه آورد و كسي آن را به جائي مانند محل اول يا بدتر از آن قرار دهد عهده دار ديه و خسارتهاي وارده خواهد بود و اگر آن را از وسط جاده بردارد و به گوشه اي براي مصلحت عابرين قرار دهد عهده دار چيزي نمي باشد.

ماده ۳۴۴

ماده 344 ـ هرگاه كسي در ملك ديگري عدواناً يكي از كارهاي مذكور در ماده 339 را انجام دهد و شخص ثالثي كه عدواناً وارد آن ملك شده آسيب ببيند عامل عدواني عهده دار ديه و خسارت مي باشد.

ماده ۳۴۵

ماده 345 ـ هرگاه كسي كالايي را كه به منظور خريد و فروش عرضه مي شود يا وسيله نقليه اي را در معبر عام قرار دهد و موجب خسارت گردد عهده دار آن خواهد بود مگر آنكه مصلحت عابران ايجاب كرده باشد كه آنها را موقتاً در معبر قرار دهد.

ماده ۳۴۶

ماده 346 ـ هرگاه كسي چيز لغزنده اي را در معبر بريزد كه موجب لغزش رهگذر گردد عهده دار ديه و خسارت خواهد بود مگرآنكه رهگذر بالغ عاقل يا مميز عمداً با اينكه مي تواند روي آن پا نگذارد به روي آنها پا بگذارد.

ماده ۳۴۷

ماده 347 ـ هرگاه كسي چيزي را بر روي ديوار خود قرار دهد و در اثر حوادث پيش بيني نشده به معبر عام بيفتد و موجب خسارت شود عهده دار نخواهد بود مگرآنكه آن را طوري گذاشته باشد كه عادتاً ساقط مي شود.

ماده ۳۴۸

ماده 348 ـ هرگاه ناودان يا بالكن منزل وامثال آن كه قرار دادن آن در شارع عام مجاز نبوده و دراثر سقوط موجب آسيب يا خسارت شود مالك آن منزل عهده دار خواهد بود واگر نصب و قرار دادن آن مجاز بوده واتفاقاً سقوط كند و موجب آسيب يا خسارت گردد مالك منزل عهده دار آن نخواهد بود.

ماده ۳۴۹

ماده 349 ـ هرگاه كسي در ملك خود يا ملك مباح ديگري ديواري را با پايه محكم بنا كرده لكن دراثر حادثه پيش بيني نشده مانند زلزله سقوط كند و موجب خسارت گردد صاحب آن عهده دار خسارت نمي باشد و همچنين اگر ديوار را به سمت ملك خود بنا نموده كه اگر سقوط كند طبعاً درملك او سقوط خواهد كرد لكن اتفاقاً به سمت ديگري سقوط كند و موجب آسيب يا خسارت شود صاحب آن عهده دار چيزي نخواهد بود.

ماده ۳۵۰

هرگاه ديواري را در ملك خود بطور معتدل و بدون ميل به يك طرف بنا نمايد لكن تدريجاً مايل به سقوط بسمت ملك ديگري شود اگر قبل از آنكه صاحب ديوار تمكن اصلاح آن را پيدا كند ساقط شود و موجب آسيب و خسارت گردد چيزي بر عهده صاحب ديوار نيست واگر بعد از تمكن ازاصلاح با سهل انگاري سقوط كند و موجب خسارت شود مالك آن ضامن مي باشد.

ماده ۳۵۱

ماده 351 ـ هرگاه كسي ديوار ديگري را منحرف و مائل به سقوط نمايد آنگاه ديوار ساقط شود و موجب آسيب يا خسارت گردد آن شخص عهده دار خسارت خواهد بود.

ماده ۳۵۲

ماده 352 ـ هرگاه كسي در ملك خود به مقدار نياز يا زائد بر آن آتش روشن كند و بداند به جائي سرايت نمي كند و عادتاً نيز سرايت نكند لكن اتفاقاً بجاي ديگري سرايت كند و موجب تلف يا خسارت شود ضامن نخواهد بود.

ماده ۳۵۳

ماده 353 ـ هرگاه كسي در ملك خود آتش روشن كند كه عادتاً به محل ديگر سرايت مي نمايد يا بداند كه بجاي ديگر سرايت خواهد كرد و در اثر سرايت موجب تلف يا خسارت شود عهده دار آن خواهد بود گرچه به مقدار نياز خودش روشن كرده باشد.

ماده ۳۵۴

ماده 354 ـ هرگاه كسي در ملك خود آتشي روشن كند و آتش به جائي سرائت نمايد و سرايت به او استناد داشته باشد ضامن تلف و خسارتهاي وارده ميباشد گرچه به مقدار نياز خود روشن كرده باشد.

ماده ۳۵۵

ماده 355 ـ هرگاه كسي در ملك ديگري بدون اذن صاحب آن يا در معبر عام بدون رعايت مصلحت رهگذر آتشي را روشن كند كه موجب تلف يا خسارت گردد ضامن خواهد بود گرچه او قصد اتلاف يا اضرار را نداشته باشد.
تبصره
تبصره ـ در كليه مواردي كه روشن كننده آتش عهده دار تلف و آسيب اشخاص مي باشد بايد راهي براي فرار و نجات آسيب ديدگان نباشد و گرنه روشن كننده آتش عهده دار نخواهد بود.

ماده ۳۵۶

ماده 356 ـ هرگاه كسي آتشي را روشن كند و ديگري مال شخصي را در آن بياندازد و بسوزاند عهده دار تلف يا خسارت خواهد بود و روشن كننده آتش ضامن نيست .

ماده ۳۵۷

ماده 357 ـ صاحب هر حيواني كه خطر حمله و آسيب رساندن آن را مي داند بايد آن را حفظ نمايد واگر در اثر اهمال و سهل انگاري موجب تلف يا خسارت گردد صاحب حيوان عهده دار مي باشد و اگر از حال حيوان كه خطر حمله و زيان رساندن به ديگران در آن هست آگاه نباشد يا آنكه آگاه باشد ولي توانائي حفظ آن را نداشته باشد و در نگهداري او كوتاهي نكند عهده دار خسارتش نيست .

ماده ۳۵۸

ماده 358 ـ هرگاه حيواني به كسي حمله كند و آن شخص بعنوان دفاع از خود به مقدار لازم آن را دفع نمايد و همين دفاع موجب مردن يا آسيب ديدن آن حيوان شود شخص دفاع كننده ضامن نمي باشد و همچنين اگر آن حيوان را از هجوم به نفس يا مال محترم بعنوان دفاع به مقدار لازم بازدارد و همين كار موجب تلف يا آسيب او شود عهده دار نخواهد بود.
تبصره
تبصره ـ هرگاه در غير مورد دفاع يا در مورد دفاع بيش از مقدار لازم به آن آسيب وارد شود شخص آسيب رساننده ضامن مي باشد.

ماده ۳۵۹

ماده 359 ـ هرگاه با سهل انگاري و كوتاهي مالك حيواني به حيوان ديگر حمله كند و آسيب برساند مالك آن عهده دار خسارت خواهد بود و هر گونه خسارتي بر حيوان حمله كننده و مهاجم وارد شود كسي عهده دار آن نمي باشد.

ماده ۳۶۰

ماده 360 ـ هرگاه كسي با اذن وارد خانه كسي بشود و سگ خانه به او آسيب برساند صاحب خانه ضامن مي باشد خواه آن سگ قبلا در خانه بوده يا بعداً وارد شده باشد و خواه صاحب خانه بداند كه آن حيوان او را آسيب مي رساند و خواه نداند.

ماده ۳۶۱

ماده 361 ـ هرگاه كسي كه سوار حيوان است حيوان را در جائي متوقف نمايد ضامن تمام خسارتهائي است كه آن حيوان وارد مي كند.

ماده ۳۶۲

ماده 362 ـ هرگاه كسي حيواني را بزند و آن حيوان در اثر زدن خسارتي وارد نمايد آن شخص زننده عهده دار خسارتهاي وارد خواهد بود.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیات

باب هشتم - اجتماع سبب و مباشر یا اجتماع چند سبب

ماده ۳۶۳

ماده 363 ـ در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنايت مباشر ضامن است مگراينكه سبب اقوي از مباشر باشد.

ماده ۳۶۴

ماده 364 ـ هرگاه دو نفر عدواناً در وقوع جنايتي بنحو سبب دخالت داشته باشند كسي كه تأثير كار او در وقوع جنايت قبل از تأثير سبب ديگري باشد ضامن خواهد بود مانند آنكه يكي از آن دو نفر چاهي حفر نمايد و ديگري سنگي را در كنار آن قرار دهد و عابر به سبب برخورد با سنگ به چاه افتد كسي كه سنگ را گذارده ضامن است و چيزي بعهده حفر كننده نيست واگر عمل يكي از آن دو عدواني و ديگر غير عدواني باشد فقط شخص متعدي ضامن خواهد بود.

ماده ۳۶۵

ماده 365 ـ هرگاه چند نفر باهم سبب آسيب يا خسارتي شوند بطور تساوي عهده دار خسارت خواهند بود.

ماده ۳۶۶

ماده 366 ـ هرگاه براثرايجاد سببي دو نفر تصادم كنند و بعلت تصادم كشته شوند يا آسيب ببينند سبب ضامن خواهد بود.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیات

باب نهم - دیه اعضا

ماده ۳۶۷

ماده 367 ـ هرجنايتي كه بر عضو كسي وارد شود و شرعاً مقدار خاصي بعنوان ديه براي آن تعيين نشده باشد جاني بايد ارش بپردازد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل اول - دیه مو

ماده ۳۶۸

ماده 368 ـ هرگاه كسي موي سر يا صورت مردي را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد عهده دار ديه كامل خواهد بود واگر دوباره برويد نسبت به موي سر ضامن ارش است و نسبت به ريش ثلث ديه كامل را عهده دار خواهد بود.

ماده ۳۶۹

ماده 369 ـ هرگاه كسي موي سر زني را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد ضامن ديه كامل زن مي باشد و اگر دوباره برويد عهده دار مهرالمثل خواهد بود و در حكم فرقي ميان كوچك و بزرگ نيست .
تبصره
تبصره ـ اگر مهرالمثل بيش از ديه كامل باشد فقط به مقدار ديه كامل پرداخت مي شود.

ماده ۳۷۰

ماده 370 ـ هرگاه مقداري از موهاي از بين رفته دوباره برويد و مقدار ديگر نرويد نسبت مقداري كه نمي رويد با تمام سر ملاحظه مي شود و ديه به همان نسبت دريافت مي گردد.

ماده ۳۷۱

ماده 371 ـ تشخيص روئيدن مجدد مو و نروييدن آن با خبره است واگر طبق نظر خبره ديه يا ارش پرداخت شده و بعداز آن دوباره روئيد بايد مقدار زائد بر ارش به جاني مسترد شود.

ماده ۳۷۲

ماده 372 ـ ديه موهاي مجموع دو ابرو در صورتيكه هرگز نرويد پانصد ديناراست و ديه هر كدام دويست و پنجاه دينار و ديه هر مقدار از يك ابرو به همان نسبت خواهد بود واگر دوباره روئيده شود در همة موارد ارش است واگر مقداري از آن دوباره روئيده شود و مقدار ديگر هرگز نرويد نسبت به آن مقدار كه مجدداً روئيده شود ارش است و نسبت به آن مقدار كه روئيد نمي شود ديه با احتساب مقدار مساحت تعيين مي شود.

ماده ۳۷۳

ماده 373 ـ از بين بردن موهاي پلك چشم موجب ارش است خواه دوباره برويد خواه نرويد و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن .

ماده ۳۷۴

ماده 374 ـ از بين بردن مو در صورتي موجب ديه يا ارش مي شود كه به تنهائي باشد نه با از بين بردن عضو يا كندن پوست و مانند آن كه دراين موارد فقط ديه عضو قطع شده يا مانند آن پرداخت مي گردد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل دوم - دیه چشم

ماده ۳۷۵

ماده 375 ـ از بين بردن دو چشم سالم موجب دية كامل است و ديه هر كدام از آنها نصف ديه كامل خواهد بود.
تبصره
تبصره ـ تمام چشم هائيكه بينائي دارند در حكم فوق يكسانند گرچه از لحاظ ضعف و بيماري و شب كوري و لوچ بودن با يكديگر فرق داشته باشند.

ماده ۳۷۶

ماده 376 ـ چشمي كه در سياهي آن لكه سفيدي باشد اگر مانع ديدن نباشد ديه آن كامل است و اگر مانع مقداري از ديدن باشد بطوريكه تشخيص ممكن باشد بهمان نسبت از ديه كاهش مي يابد و اگر بطور كلي مانع ديدن باشد در آن ارش است نه ديه .

ماده ۳۷۷

ماده 377 ـ ديه چشم كسي كه داراي يك چشم سالم و بينا باشد و چشم ديگرش نابيناي مادرزادي بوده يا در اثر بيماري يا علل غيرجنائي از دست رفته باشد ديه كامل است و اگر چشم ديگرش را در اثر قصاص يا جنايتي از دست داده باشد ديه آن نصف ديه است .

ماده ۳۷۸

ماده 378 ـ كسي كه داراي يك چشم بينا و يك چشم نابينا است ديه چشم نابيناي او ثلث ديه كامل است خواه چشم او مادرزاد نابينا بوده است يا در اثر جنايت نابينا شده باشد.

ماده ۳۷۹

ماده 379 ـ ديه مجموع چهار پلك دو چشم ديه كامل خواهد بود و ديه پلكهاي بالا ثلث ديه كامل و ديه پلكهاي پائين نصف ديه كامل است .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل سوم - دیه بینی

ماده ۳۸۰

ماده 380 ـ از بين بردن تمام بيني دفعتاً يا نرمة آن كه پائين قصب واستخوان بيني است موجب ديه كامل است واز بين بردن مقداري از نرمة بيني موجب همان نسبت ديه ميباشد.

ماده ۳۸۱

ماده 381 ـ از بين بردن مقداري از استخوان بيني بعد از بريدن نرمه آن موجب ديه كامل و ارش مي باشد.

ماده ۳۸۲

ماده 382 ـ اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بيني را فاسد كنند در صورتي كه اصلاح نشود موجب ديه كامل است واگر بدون عيب جبران شود موجب يكصد دينار ميباشد.

ماده ۳۸۳

ماده 383 ـ فلج كردن بيني موجب دو ثلث ديه كامل است و از بين بردن بيني فلج موجب ثلث ديه كامل مي باشد.

ماده ۳۸۴

ماده 384 ـ از بين بردن هر يك از سوراخهاي بيني موجب ثلث ديه كامل است و سوراخ كردن بيني بطوري كه هر دو سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود يا آنكه آن را سوراخ نمايد در صورتي كه باعث از بين رفتن آن نشود موجب ثلث ديه كامل است و اگر جبران و اصلاح شود موجب خمس ديه مي باشد.

ماده ۳۸۵

ماده 385 ـ ديه از بين بردن نوك بيني كه محل چكيدن خون است نصف ديه كامل مي باشد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل چهارم - دیه گوش

ماده ۳۸۶

ماده 386 ـ از بين بردن مجموع دو گوش ديه كامل دارد و از بين هر كدام نصف ديه كامل و از بين بردن مقداري از آن موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام گوش خواهد بود.

ماده ۳۸۷

ماده 387 ـ از بين بردن نرمه گوش ثلث ديه آن گوش را دارد و از بين بردن قسمتي از آن موجب ديه به همان نسبت خواهد بود.

ماده ۳۸۸

ماده 388 ـ پاره كردن گوش ثلث ديه را دارد.

ماده ۳۸۹

ماده 389 ـ فلج كردن گوش دو ثلث ديه و بريدن گوش فلج ثلث ديه را دارد.
تبصره
تبصره ـ هرگاه آسيب رساندن به گوش به حس شنوائي سرايت كند و به آن آسيب رساند يا موجب سرايت به استخوان و شكستن آن شود براي هر كدام ديه جداگانه اي خواهد بود.

ماده ۳۹۰

ماده 390 ـ گوش سالم و شنوا و گوش كر در احكام مذكور در موارد فوق يكسانند.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل پنجم - دیه لب

ماده ۳۹۱

ماده 391 ـ از بين بردن مجموع دو لب ديه كامل دارد و از بين بردن هر كدام از لبها نصف ديه كامل و از بين بردن هر مقداري از لب موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام لب خواهد بود.

ماده ۳۹۲

ماده 392 ـ جنايتي كه لبها را جمع كند و دراثر آن دندانها را نپوشاند موجب مقداري است كه حاكم آن را تعيين مي نمايد.

ماده ۳۹۳

ماده 393 ـ جنايتي كه موجب سست شدن لبها بشود بطوري كه با خنده و مانند آن از دندانها كنار نرود موجب دو ثلث ديه كامل مي باشد.

ماده ۳۹۴

ماده 394 ـ از بين بردن لبهاي فلج و بي حس ثلث ديه را دارد.

ماده ۳۹۵

ماده 395 ـ شكافتن يك يا دو لب بطوري كه دندانها نمايان شوند موجب ثلث ديه كامل است و در صورت اصلاح و خوب شدن خمس ديه كامل خواهد بود.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل ششم - دیه زبان

ماده ۳۹۶

ماده 396 ـ از بين بردن تمام زبان سالم يا لال كردن انسان سالم يا ضربه مغزي و مانند آن ديه كامل دارد و بريدن تمام زبان لال ثلث ديه كامل خواهد بود.

ماده ۳۹۷

ماده 397 ـ از بين بردن مقداري از زبان لال موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام زبان خواهد بود ولي ديه قسمتي از زبان سالم به نسبت از دست دادن قدرت اداي حروف خواهد بود.

ماده ۳۹۸

ماده 398 ـ تعيين مقدار ديه جنايتي كه بر زبان وارد شده و موجب از بين رفتن حروف نشود لكن باعث عيب گردد با تعيين حاكم خواهد بود.

ماده ۳۹۹

ماده 399 ـ هرگاه مقداري از زبان را كسي قطع كند كه باعث از بين رفتن قدرت اداي مقداري از حروف باشد و ديگري مقدار ديگر را كه باعث از بين رفتن مقداري از باقي حروف گردد ديه به نسبت از بين رفتن قدرت اداي حروف مي باشد.

ماده ۴۰۰

بريدن زبان كودك قبل از حد سخن گفتن موجب ديه كامل است .

ماده ۴۰۱

بريدن زبان كودكي كه به حد سخن گفتن رسيده ولي سخن نمي گويد ثلث ديه دارد و اگر بعداً معلوم شود كه زبان او سالم و قدرت تكلم داشته ديه كامل محسوب و بقيه از جاني گرفته مي شود.

ماده ۴۰۲

ماده 402 ـ هرگاه جنايتي موجب لال شدن گردد و ديه كامل از جاني گرفته شود و دوباره زبان به حال اول برگردد و سالم شود ديه مسترد خواهد شد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل هفتم - دیه دندان

ماده ۴۰۳

از بين بردن تمام دندانهاي بيست و هشتگانه ديه كامل دارد و به ترتيب زير توزيع مي شود:
۱
1 ـ هر يك از دندانهاي جلو كه عبارتنداز پيش و چهارتائي و نيش كه از هر كدام دو عدد در بالا دو عدد در پائين مي رويد و جمعاً دوازده تا خواهد بود. پنجاه دينار و ديه مجموع آنها ششصد دينار مي شود.
۲
2 ـ هر يك از دندانهاي عقب كه در چهار سمت پاياني از بالا و پائين در هر كدام يك ضاحك و سه ضرس قرار دارد و جمعاً شانزده تا خواهد بود بيست و پنج دينار و ديه مجموع آنها چهار صد دينار مي شود.

ماده ۴۰۴

دندانهاي اضافي به هر نامي كه باشد و بهر طرز كه روئيد شود ديه اي ندارد و اگر در كندن آنها نقصي حاصل شود تعيين مقدار ارش آن با قاضي است و اگر هيچگونه نقصي حاصل نشود ارش نخواهد داشت ولي بنظر قاضي تا 74 ضربه شلاق محكوم مي شود.

ماده ۴۰۵

هرگاه دندانها از بيست و هشت تا كمتر باشد بهمان نسبت از ديه كامل كاهش مي يابد خواه خلقتاً كمتر باشد يا در اثر عارضه اي كم شده باشد.

ماده ۴۰۶

فرقي ميان دندانهائي كه داراي رنگهاي گوناگون مي باشد نيست واگر دنداني در اثر جنايت سياه شود و نيافتد ديه آن دو ثلث ديه همان دندان است كه سالم باشد و ديه دنداني كه قبلا سياه شده ثلث همان دندان سالم است .

ماده ۴۰۷

شكاف ( اشقاق ) دندان كه بدون كندن و از بين بردن آن باشد تعيين جريمه مالي آن با حاكم است .

ماده ۴۰۸

شكستن آن مقدار از دندان كه نمايان است با بقاء ريشه ديه كامل آن دندان را دارد و اگر بعد از شكستن مقدار مزبور كسي بقيه را از ريشه بكند جريمه آن با نظر حاكم تعيين مي شود خواه كسي كه بقيه را از ريشه كنده همان كسي باشد كه مقدار نمايان دندان را شكسته يا ديگري .

ماده ۴۰۹

كندن دندان شيري كودك كه ديگر بجاي آن دندان نرويد ديه كامل آنرا دارد واگر بجاي آن دندان برويد ديه هر دندان شيري كه كنده شد يك شتر مي باشد.

ماده ۴۱۰

ماده 410 ـ دنداني كه كنده شود ديه كامل دارد گرچه همان را در محلش قرار دهند و دوباره مانند سابق شود.

ماده ۴۱۱

ماده 411 ـ هرگاه دندان ديگري بجاي دندان اصلي كنده شده قرار گيرد و مانند دندان اصلي شود كندن آن دية كامل دارد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل هشتم - دیه گردن

ماده ۴۱۲

ماده 412 ـ شكستن گردن بطوري كه گردن كج شود ديه كامل دارد.

ماده ۴۱۳

ماده 413 ـ جنايتي كه موجب كج شدن گردن شود و همچنين جنايتي كه مانع فرو بردن غذا گردد جريمه آن با نظر حاكم تعيين مي شود.

ماده ۴۱۴

ماده 414 ـ هرگاه جنايتي كه موجب كج شدن گردن و همچنين مانع فرو بردن غذا شده اثر آن زايل گردد ديه ندارد فقط بايد ارش پرداخت شود گرچه بعد از برطرف شدن اثر آن با دشواري بتواند گردن را مستقيم نگه بدارد يا غذا را فرو ببرد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل نهم - دیه فک

ماده ۴۱۵

ماده 415 ـ از بين بردن مجموع دو فك ديه كامل دارد و ديه هر كدام آنها پانصد دينارمي باشد و از بين بردن مقداري از هر يك موجب ديه مساحت همان مقدار است و ديه از بين بردن يك فك با مقداري ازفك ديگرنصف ديه با احتساب ديه مساحت فك ديگر خواهد بود.

ماده ۴۱۶

ماده 416 ـ ديه فك مستقل از ديه دندان مي باشد و اگر فك با دندان از بين برود ديه هر يك جداگانه محسوب مي گردد.

ماده ۴۱۷

ماده 417 ـ جنايتي كه موجب نقص فك شود يا باعث دشواري و نقص جويدن گردد تعيين جريمه مالي آن با نظر حاكم است .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل دهم - دیه دست و پا

ماده ۴۱۸

ماده 418 ـ از بين بردن مجموع دو دست تا مفصل مچ ديه كامل دارد و ديه هر كدام از دستها نصف ديه كامل است خواه مجني عليه داراي دو دست باشد يا يك دست و دست ديگر را خلقتاً يا در اثر سانحه اي از دست داده باشد.

ماده ۴۱۹

ماده 419 ـ ديه قطع انگشتان هر دست تنها يا تا مچ پانصد ديناراست .

ماده ۴۲۰

ماده 420 ـ جريمه مالي بريدن كف دست كه خلقتاً بدون انگشت بوده و يا در اثر سانحه اي بدون انگشت شده است با نظر حاكم تعيين مي شود.

ماده ۴۲۱

ماده 421 ـ ديه قطع دست تا آرنج پانصد دينار است خواه داراي كف باشد و خواه نباشد و همچنين ديه قطع دست تا شانه پانصد دينار است خواه آرنج داشته باشد خواه نداشته باشد.

ماده ۴۲۲

ماده 422 ـ ديه دستي كه داراي انگشت است اگر بيش از مفصل مچ قطع شود و يا بالاتر از آرنج قطع گردد پانصد ديناراست به اضافه ارش كه با در نظر گرفتن مساحت تعيين مي شود.

ماده ۴۲۳

ماده 423 ـ كسي كه از مچ يا آرنج يا شانه اش دو دست داشته باشد ديه دست اصلي پانصد دينار است و نسبت به دست زائد قاضي به هر نحو كه مصلحت بداند نزاع را خاتمه مي دهد. تشخيص دست اصلي و زائد بنظر خبره خواهد بود.

ماده ۴۲۴

ماده 424 ـ ديه ده انگشت دو دست و همچنين ديه ده انگشت دو پا ديه كامل خواهد بود، ديه هرانگشت عشر ديه كامل است .

ماده ۴۲۵

ماده 425 ـ ديه هرانگشت به عدد بندهاي آن انگشت تقسيم مي شود و بريدن هر بندي از انگشتهاي غير شست ثلث ديه انگشت سالم و در شست نصف ديه شست سالم است .

ماده ۴۲۶

ماده 426 ـ ديه انگشت زائد ثلث ديه انگشت اصلي است و ديه بندهاي زايد ثلث ديه بند اصلي است .

ماده ۴۲۷

ماده 427 ـ ديه فلج كردن هر انگشت دو ثلث ديه انگشت سالم است و ديه قطع انگشت فلج ثلث ديه انگشت سالم است .

ماده ۴۲۸

ماده 428 ـ احكام مذكور در مواد اين فصل در پا نيز جاري است .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل یازدهم - دیه ناخن

ماده ۴۲۹

ماده 429 ـ كندن ناخن بطوري كه ديگر نرويد يا فاسد و سياه برويد ده دينار و اگر سالم و سفيد برويد پنج ديناراست .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل دوازدهم - دیه ستون فقرات

ماده ۴۳۰

ماده 430 ـ شكستن ستون فقرات ديه كامل دارد خواه اصلا درمان نشود يا بعد از علاج به صورت كمان و خميدگي در آيد يا آنكه بدون عصا نتواند راه برود يا توانائي جنسي او از بين برود يا مبتلا به سلس و ريزش ادرار گردد و نيز ديه جنايتي كه باعث خميدگي پشت شود يا آنكه قدرت نشستن يا راه رفتن را سلب نمايد ديه كامل خواهد بود.

ماده ۴۳۱

ماده 431 ـ هرگاه بعد از شكستن يا جنايت وارد نمودن بر ستون فقرات معالجه مؤثر شود و اثري از جنايت نماند جاني بايد يكصد دينار بپردازد.

ماده ۴۳۲

ماده 432 ـ هرگاه شكستن ستون فقرات باعث فلج شدن هر دو پا شود براي شكستن ديه كامل و براي فلج دو پا دو ثلث ديه كامل منظور مي گردد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل سیزدهم - دیه نخاع

ماده ۴۳۳

ماده 433 ـ قطع تمام نخاع ديه كامل دارد و قطع بعضي از آن به نسبت مساحت خواهد بود.

ماده ۴۳۴

ماده 434 ـ هرگاه قطع نخاع موجب عيب عضو ديگر شود اگر آن عضو داراي ديه معين باشد بر ديه كامل قطع نخاع افزوده مي گردد و اگر آن عضو داراي ديه معين نباشد ارش آن بر ديه كامل قطع نخاع افزوده خواهد شد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل چهاردهم - دیه بیضه

ماده ۴۳۵

ماده 435 ـ قطع دو بيضه دفعتاً ديه كامل و قطع بيضه چپ دو ثلث ديه و قطع بيضه راست ثلث ديه دارد.
تبصره
تبصره ـ فرقي در حكم مذكور بين جوان و پير و كودك و بزرگ و عنين و سالم و مانند آن نيست .

ماده ۴۳۶

ماده 436 ـ ديه ورم كردن دو بيضه چهارصد دينار است و اگر تورم مانع راه رفتن مفيد شود ديه آن هشتصد دينار خواهد بود.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل پانزدهم - دیه دنده

ماده ۴۳۷

ماده 437 ـ ديه هر يك از دنده هائي كه در پهلوي چپ واقع شده و محيط به قلب مي باشد بيست و پنج دينار و ديه هر يك از ساير دنده ها ده ديناراست .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل شانزدهم - دیه استخوان زیر گردن

ماده ۴۳۸

ماده 438 ـ شكستن مجموع دو استخوان ترقوه ديه كامل دارد و ديه شكستن هر كدام از آنها كه درمان نشود يا با عيب درمان شود نصف ديه كامل است و اگر بخوبي درمان شود چهل دينار مي باشد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل هفدهم - دیه نشیمنگاه

ماده ۴۳۹

ماده 439 ـ شكستن استخوان نشيمن گاه ( دنبالچه ) كه موجب شود مجني عليه قادر به ضبط مدفوع نباشد ديه كامل دارد و اگر قادر به ضبط مدفوع باشد و قادر به ضبط باد نباشد ارش پرداخت خواهد شد.

ماده ۴۴۰

ماده 440 ـ ضربه اي كه به حد فاصل بيضه ها و دبر واقع شود و موجب عدم ضبط ادرار يا مدفوع گردد ديه كامل دارد و همچنين اگر ضربه به محل ديگري وارد آيد كه در اثر آن ضبط ادرار و مدفوع در اختيار مجني عليه نباشد.

ماده ۴۴۱

ماده 441 ـ از بين بردن بكارت دختر با انگشت كه باعث شود او نتواند ادرار را ضبط كند علاوه بر ديه كامل زن ، مهرالمثل نيز دارد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل هجدهم - دیه استخوانها

ماده ۴۴۲

ماده 442 ـ ديه شكستن استخوان هر عضوي كه براي آن عضو ديه معيني است خمس آن مي باشد و اگر معالجه شود و بدون عيب گردد ديه آن چهار پنجم ديه شكستن آن است و ديه كوبيدن آن ثلث ديه آن عضو و در صورت درمان بدون عيب چهار پنجم ديه خرد شدن استخوان مي باشد.

ماده ۴۴۳

ماده 443 ـ در جدا كردن استخوان از عضو به طوري كه آن عضو بي فايده گردد دو ثلث ديه همان عضواست و اگر بدون عيب درمان شود، ديه آن چهار پنجم ديه اصل جدا كردن مي باشد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل نوزدهم - دیه عقل

ماده ۴۴۴

هر جنايتي كه موجب زوال عقل گردد ديه كامل دارد و اگر موجب نقصان آن شود ارش دارد.

ماده ۴۴۵

ماده 445 ـ از بين بردن عقل يا كم كردن آن موجب قصاص نخواهد شد.

ماده ۴۴۶

ماده 446 ـ هرگاه در اثر جنايتي مانند ضربه مغزي يا شكستن سر يا بريدن دست ، عقل زائل شود براي هر كدام ديه جداگانه خواهد بود و تداخل نمي شود.

ماده ۴۴۷

ماده 447 ـ هرگاه در اثر جنايتي عقل زايل شود و ديه كامل از جاني دريافت شود و دوباره عقل برگردد ديه مسترد مي شود و ارش پرداخت خواهد شد.

ماده ۴۴۸

ماده 448 ـ مرجع تشخيص زوال عقل يا نقصان آن دو نفر خبره عادل مي باشد و اگر در اثر اختلاف رأي خبرگان زوال يا نقصان عقل ثابت نشود قول جاني با سوگند مقدم است .
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیستم - دیه حس شنوایی

ماده ۴۴۹

ماده 449 ـ از بين بردن حس شنوائي مجموع دو گوش ديه كامل واز بين بردن حس شنوائي يك گوش نصف ديه كامل دارد گرچه شنوائي يكي از آن دو قويتر از ديگري باشد.

ماده ۴۵۰

ماده 450 ـ هرگاه كسي فاقد حس شنوائي يكي از گوشها باشد كر كردن گوش سالم او نصف ديه دارد.

ماده ۴۵۱

ماده 451 ـ هرگاه معلوم باشد كه حس شنوائي بر نمي گردد يا دو نفر عادل اهل خبره گواهي دهند كه بر نمي گردد ديه مستقر مي شود و اگر اهل خبره اميد به برگشت آن را پس از گذشت مدت معيني داشته باشد و با گذشتن آن مدت شنوايي برنگردد ديه استقرار پيدا مي كند واگر شنوايي قبل از دريافت ديه برگردد ارش ثابت مي شود واگر بعد از دريافت آن برگردد ديه مسترد نمي شود و اگر مجني عليه قبل از دريافت ديه بميرد ديه ثابت خواهد بود.

ماده ۴۵۲

ماده 452 ـ هرگاه با بريدن هر دو گوش شنوائي از بين برود دو ديه كامل لازم است و هرگاه با بريدن يك گوش حس شنوائي بطور كلي از بين برود يك ديه كامل و نصف ديه لازم مي شود اگر با جنايت ديگري حس شنوائي از بين برود هم ديه جنايت لازم است و هم ديه شنوائي .
تبصره
تبصره ـ هرگاه دو نفر عادل اهل خبره گواهي دهند كه شنوايي از بين نرفته ولي در مجراي آن نقصي رخ داده كه مانع شنوائي است همان ديه شنوايي ثابت است .

ماده ۴۵۳

ماده 453 ـ هرگاه كودكي كه زبان باز نكرده در اثر كر شدن نتواند سخن بگويد جاني علاوه بر ديه شنوائي به پرداخت ارش محكوم مي شود.

ماده ۴۵۴

ماده 454 ـ هرگاه دراثر جنايتي حس شنوائي و گويايي از بين برود دو ديه كامل دارد.

ماده ۴۵۵

ماده 455 ـ اگركسي سبب پاره شدن پرده گوش ديگري شود محكوم به پرداخت ارش است .

ماده ۴۵۶

ماده 456 ـ در صورت اختلاف جاني و مجني عليه هرگاه با نظر خبره معتمد موضوع روشن نشود مورد از باب لوث است و مجني عليه با قسامه ديه را دريافت خواهد كرد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیست و یکم - دیه بینایی

ماده ۴۵۷

ماده 457 ـ از بين بردن بينائي دو چشم ديه كامل دارد و از بين بردن بينائي يك چشم نصف ديه كامل دارد.
تبصره
تبصره ـ فرقي در حكم مذكور بين چشم تيزبين يا لوچ يا شب كور و مانند آن نمي باشد.

ماده ۴۵۸

ماده 458 ـ هرگاه با كندن حدقه چشم ، بينائي از بين برود ديه آن بيش از ديه كندن حدقه نخواهد بود و اگر در اثر جنايت ديگر مانند شكستن سر، بينايي از بين برود هم ديه جنايت يا ارش آن لازم است و هم ديه بينائي .

ماده ۴۵۹

ماده 459 ـ در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه با گواهي دو مرد خبره عادل يا يك خبره مرد و دو زن خبره عادل به اينكه بينائي از بين رفته و ديگر برنمي گردد يا اينكه بگويند اميد به برگشت آن هست ولي مدت آن را تعيين نكنند ديه ثابت مي شود و همچنين اگر براي برگشت آن مدت متعارفي تعيين نمايند و آن مدت سپري شود و بينائي برنگردد ديه ثابت خواهد بود. و هرگاه مجني عليه قبل از سپري شدن مدت تعين شده بميرد ديه استقرار مي يابد و همچنين اگر ديگري حدقه او را بكند ديه بينائي بر جاني اول ثابت خواهد بود. و هرگاه بينائي برگردد و شخص ديگري آن چشم را بكند، بر جاني اول فقط ارش لازم مي باشد.

ماده ۴۶۰

ماده 460 ـ هرگاه مجني عليه مدعي شود كه بينائي هر دو چشم يا يك چشم او كم شده به ترتيب با آزمايش و سنجش با همسالان يا با مقايسه با چشم ديگرش به نسبت تفاوت ديه پرداخت مي شود و در صورتيكه از طريق آزمايش علم حاصل نشود از طريق قسامه اقدام مي شود.

ماده ۴۶۱

ماده 461 ـ هرگاه مجني عليه ادعا كند كه بينائي او زايل شده و شهادتي از متخصصان در بين نباشد حاكم او را با قسامه سوگند مي دهد و بنفع او حكم صادر مي كند.
تبصره
تبصره ـ قسامه براي كوري دو چشم شش قسم و براي كوري يك چشم سه قسم و براي كم شدن بينائي به نسبت كم شدن آن مي باشد اعم از اينكه مدعي به تنهايي قسم ياد كند يا با افراد ديگر.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیست و دوم - دیه حس بویایی

ماده ۴۶۲

ماده 462 ـ از بين بردن حس بويائي هر دو مجراي بيني ديه كامل دارد و در صورت از بين بردن بويائي يك مجرا نصف ديه است و قاضي در مورد اخير قبل از صدور حكم بايد به طرفين تكليف صلح بنمايد.

ماده ۴۶۳

ماده 463 ـ در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه هرگاه با آزمايش يا با مراجعه به دو متخصص عادل از بين رفتن حس بويائي يا كم شدن آن ثابت نشود با قسامه (طبق تبصره ماده 461) به نفع مدعي حكم مي شود.

ماده ۴۶۴

ماده 464 ـ هرگاه حس بويائي قبل از پرداخت ديه برگردد ارش آن پرداخت خواهد شد و اگر بعد از آن برگردد بايد مصالحه نمايند و اگر مجني عليه قبل از سپري شدن مدت انتظار برگشت بويائي بميرد ديه ثابت مي شود.

ماده ۴۶۵

ماده 465 ـ هرگاه در اثر بريدن بيني حس بويائي از بين برود دو ديه لازم مي شود و اگر در اثر جنايت ديگر بويائي از بين رفت ديه جنايت بر ديه بويائي افزوده مي شود و اگر آن جنايت ديه معين نداشته باشد ارش آن بر ديه بويائي اضافه خواهد شد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیست و سوم - دیه چشایی

ماده ۴۶۶

ماده 466 ـ از بين بردن حس چشايي موجب ارش است .

ماده ۴۶۷

ماده 467 ـ هرگاه با بريدن زبان حس چشائي از بين برود بيش از ديه زبان نخواهد بود و اگر با جنايت ديگري حس چشائي از بين برود ديه يا ارش آن جنايت بر ارش حس چشائي افزوده مي گردد.

ماده ۴۶۸

ماده 468 ـ در صورتي كه حس چشايي برگردد ارش مسترد مي شود.

ماده ۴۶۹

ماده 469 ـ اگر با مراجعه به دو نفر كارشناس عادل مقدار جنايت روشن شود طبق آن عمل مي شود و گرنه در صورت لوث ، با قسامه مدعي حسب مورد حكم به نفع او صادر خواهد شد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیست و چهارم - دیه صوت و گویایی

ماده ۴۷۰

ماده 470 ـ ازبين بردن صوت شخص به طور كامل كه نتواند صدايش را آشكار كند ديه كامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدايش را برساند.

ماده ۴۷۱

ماده 471 ـ از بين بردن گويائي بطور كامل كه نتواند اصلا سخن بگويد نيز ديه كامل دارد.

ماده ۴۷۲

در جنايتي كه موجب نقصان صوت شود ارش است .

ماده ۴۷۳

ماده 473 ـ ارش جنايتي كه باعث از بين رفتن صوت نسبت به بعضي از حروف شود بايد با مصالحه معلوم گردد.
کتاب چهارم (منسوخه ۰۱ˏ۰۲ˏ۱۳۹۲) - ـ دیاتباب نهم - دیه اعضا

فصل بیست و پنجم - دیه زوال منافع

ماده ۴۷۴

ماده 474 ـ جنايتي كه موجب سلس و ريزش ادرار شود به ترتيب زير ارش دارد:
الف
الف ـ در صورت دوام آن در كليه ايام تا پايان هر روز ديه كامل دارد.
ب
ب ـ در صورت دوام آن در كليه روزها تا نيمي از هر روز دو ثلث ديه دارد.
ج
ج ـ در صورت دوام آن در كليه روزها تا هنگام برآمدن روز ثلث ديه دارد.

شبکهٔ استناد این سند

نقشهٔ اتکای متقابل: این سند بر چه تکیه دارد و چه چیزی بر آن.

به این اسناد ارجاع می‌دهد

منابعی که متنِ همین سند به آن‌ها استناد کرده است.

این اسناد به آن ارجاع داده‌اند

هر چه این فهرست بلندتر، سند در نظامِ حقوقی مرجع‌تر است.

و ۱۵۹ سندِ دیگر که اینجا نیامده‌اند.