سند حقوقی

آيين نامه اجرايي لايحه قانوني استقلال كانون وكلاي دادگستري

بخش ششم - تعهدات و وظایف وکلاماده ۷۶ث

۳۷

اجتناب از ارائه اسناد و مدارك و اطلاعات خلاف واقع به قاضي، كارشناس يا اشخاصي كه به نحوي در رسيدگي قضايي به دعوا يا شكايت مداخله دارند، با علم به خلاف واقع بودن اسناد و مدارك يا اطلاعات مذكور؛

۳۸

استرداد اموال و سپرده ‌هاي وصولي به نام موكل، پس از انتفاي وكالت و تسويه ‌حساب در مهلت متعارف؛

۳۹

عدم ارتكاب اعمال و رفتاري كه خلاف شئون وكالت يا اشتغال به شغلي كه مخالف شئون و حيثيت وكالت است؛

۴۰

خودداري از انجام اقدامات عمدي كه به‌ منظور اطاله دادرسي انجام مي شود، از قبيل طرح ايرادات دادرسي، رد غيرموجه دادرس يا داور يا كارشناس و يا استعفاي از وكالت و قبول مجدد و يا تقديم دادخواست و شكوائيه به ‌صورت ناقص از لحاظ هزينه ‌هاي قانوني؛

۴۱

اطلاع ‌رساني استعفاي خود به موكل و مرجعي كه پرونده در آن مطرح است، به ‌نحوي‌كه موجب تجديد جلسه نشود؛ هرگاه وكيلي كه حق تجديدنظر يا فرجام ‌خواهي دارد، بخواهد پس از صدور حكم عليه موكل يا در موقع ابلاغ دادنامه غيرقطعي، استعفا دهد؛ بايد حداكثر ظرف پنج روز از ابلاغ رأي، مراتب را به موكل اطلاع دهد.

۴۲

خودداري از قبول وكالت نسبت به پرونده ‌هايي كه قبلاً در آن ‌ها قضاوت يا داوري كرده، مستقيماً يا با توكيل به غير و همچنين خودداري از قبول وكالت مستقيم يا غيرمستقيم يا مشاوره يا داوري هم ‌زمان عليه اشخاص حقيقي يا حقوقي اعم از دولتي يا غيردولتي كه مشاور يا وكيل آنهاست؛

۴۳

خودداري از قبول وكالت عليه موكل سابق خود و يا قائم ‌مقام قانوني وي، در همان موضوع، بعد از استعفا يا عزل از طرف موكل يا انقضاي وكالت به جهت ديگر؛ خواه به وكالت از طرف مقابل موكل سابق خود يا اشخاص ثالث؛

۴۴

خودداري از قبول وكالت يا مشاوره عليه اشخاص حقوقي اعم از دولتي يا غيردولتي كه مستخدم يا به ‌موجب قرارداد، مشاور آن‌ ها بوده، تا پنج سال از تاريخ قطع همكاري با آن ‌ها؛

۴۵

خودداري از قبول وكالت، يا هرگونه مشاوره يا داوري نسبت به پرونده ‌اي كه عليه اشخاص حقوقي اعم از دولتي يا غيردولتي تشكيل شده يا تشكيل مي شود و وكيل مستخدم يا به ‌موجب قرارداد، مشاور آنها بوده و اطلاعات موضوع آن پرونده را در اختيار دارد؛

۴۶

خودداري از قبول وكالت به ‌رغم داشتن جهتي از جهات رد و يا عدم استعفا در صورت حدوث اين جهان در اثناء وكالت.
بخش ششم - تعهدات و وظایف وکلا

ماده ۷۷

وكلايي كه حسب قانون اجازه وكالت در يك حوزه قضايي را ندارند، به هر شكل ممكن از هرگونه اقدام اعم از قبول وكالت براي مطالعه پرونده و يا به ‌طور مشترك با ساير وكلا و كارآموزان و يا توكيل به غير ممنوع هستند.

ماده ۷۸

پوشش وكلا در مراجع قضايي و دولتي و محل كار بايد مناسب با شأن وكيل، منزلت وكالت و با رعايت موازين شرعي و قانوني باشد.

ماده ۷۹

مصاحبه وكلاي دادگستري يا انتشار مطالب در رسانه‌ ها توسط آنان به ‌نحوي ‌كه متضمن افشاي اسناد طبقه بندي شده يا انتشار جريان تحقيقات مقدماتي باشد و همچنين مصاحبه يا انتشار جريان دادگاه غيرعلني و نيز جريان رسيدگي و گزارش پرونده مطرح در دادگاه علني در رسانه‌ ها به ‌نحوي ‌كه متضمن بيان مشخصات شاكي يا متهم و يا هويت فردي و يا موقعيت اداري و اجتماعي آنها باشد، در كليه مراحل دادرسي تا قبل از قطعيت حكم، توسط وكلاي دادگستري ممنوع است.

ماده ۸۰

وكلايي كه به مشاغل ديگري همانند قضاوت، سردفتري اسناد رسمي، سردفتري دفاتر ازدواج و طلاق، تصدي دفاتر خدمات الكترونيك قضايي، مشاغل اداري و نظامي، انتظامي و غير آن در كليه وزارتخانه ‌ها، سازمان ‌ها، مؤسسات و شركت‌ هاي دولتي، وابسته به دولت، و دستگاه ‌هاي اجرايي موضوع ماده ۵ قانون مديريت خدمات كشوري به ‌طور رسمي، پيماني، قراردادي، مشغول مي شوند، بايد حداكثر ظرف ده روز پس از اشتغال، پروانه وكالت خود را به كانون توديع كنند و يا انصراف خود را از اشتغال به وكالت كتباً اعلام نمايند. در صورت تسليم پروانه سابقه بيمه بازنشستگي اين افراد برابر مقررات به محل اشتغال جديد قابل انتقال است. در صورت عدم اجراي مفاد اين ماده، مراتب توسط رييس كانون جهت ابطال پروانه به مرجع انتظامي كانون ارجاع مي شود. اعضاي هيات ‌علمي دانشگاه ‌ها موسسات آموزش عالي از حكم اين ماده مستثني هستند.
تبصره
وكلايي كه به يكي از مشاغل مذكور در اين ماده اشتغال دارند، حداكثر ظرف سه ماه پس از ابلاغ اين آيين نامه بايد وضعيت خود را با شرايط مقرر تطبيق داده و در صورتي ‌كه ادامه اشتغال به مشاغل مذكور، حسب مورد پروانه خود را توديع و يا ضمن اعلام انصراف از وكالت، پروانه خود را به كانون تسليم نمايند. در غير اين صورت طبق قسمت اخير ماده فوق رفتار خواهد شد.

ماده ۸۱

توديع پروانه براي يك دوره چهار ساله و در صورت تحقق شرايط ماده قبل بلامانع است. اين دوره حداكثر يك ‌مرتبه قابل تمديد است. وكيل قبل از توديع پروانه بايد تكليف پرونده ‌هاي جرياني و تعهداتي كه در قبال موكل دارد، معين كند. پروانه توديع شده، در صورت درخواست وكيل و با موافقت هيأت ‌مديره مسترد خواهد شد. پس از سپري شدن دوره دوم توديع، مدت توديع تمديد نمي شود و وكيل بايد ظرف ده روز تقاضاي استرداد پروانه يا انصراف از وكالت دادگستري را به ‌طور صريح به كانون اعلام كند. در صورت عدم تعيين تكليف استرداد يا انصراف ازسوي وكيل بعد از پايان دوره توديع، پروانه وكالت به حكم دادگاه انتظامي باطل مي شود. وكلايي كه قبل از ابلاغ اين آيين نامه، پروانه خود را توديع يا تسليم كرده ‌اند و از شمول مشاغل ماده قبل خارج هستند، مكلفند حداكثر ظرف شش ماه درخواست استرداد پروانه خود را در كانون ثبت نموده و پس از دريافت پروانه، نسبت به تمديد اعتبار اقدام نمايند. در غير اين صورت منصرف از وكالت تلقي و صدور مجدد پروانه وكالت، منوط به پذيرش مجدد برابر مقررات است.

ماده ۸۲

وكيل مكلف است نشاني پست الكترونيكي و اقامتگاه خود را مطابق با محل اشتغال به وكالت، به ‌طور صريح و روشن به كانون اطلاع داده و در سامانه ثنا ثبت كند به‌ نحوي ‌كه ابلاغ از طريق سامانه يا مأمور كانون يا دادگستري يا پست انجام شود. در صورت تغيير محل بايد نشاني محل جديد را ظرف ده روز كتباً به كانون اطلاع دهد.
تبصره
مركز آمار و فناوري اطلاعات قوه قضاييه نشاني مذكور را مطابق با محل اشتغال مندرج در پروانه وكالت، ثبت مي ‌نمايد.

ماده ۸۳

ابلاغ كليه اوراق ارسالي از سوي كانون برابر مقررات قانون آيين دادرسي مدني يا ضوابط مربوط به ابلاغ الكترونيك از جمله آيين نامه نحوه استفاده از سامانه ‌هاي رايانه ‌اي و مخابراتي مصوب 1395/5/24 انجام مي شود. در موارد ارسال ازطريق پست، ظرف ده روز از تاريخ تسليم به دفتر پست، ابلاغ شده محسوب مي شود. چنانچه ثابت شود كه اوراق به مقصد نرسيده، ابلاغ تجديد مي شود. در مواردي كه وكيل مخاطب از گرفتن اوراق يا رؤيت آن‌ ها امتناع كند، اوراق ابلاغ شده محسوب مي شود.
تبصره
كانون ‌ها ظرف شش ماه از تاريخ ابلاغ اين آيين نامه نسبت به ايجاد سامانه ابلاغ الكترونيك و ساير سامانه ‌هاي مورد نياز جهت ابلاغ اوراق به وكلا اقدام مي ‌كنند.

ماده ۸۴

مركز آمار و فن ‌آوري اطلاعات قوه قضاييه سازكار الكترونيكي ثبت قرارداد مالي وكلا و پرداخت‌ هاي الكترونيكي را در سامانه اختصاصي توسعه و ارتقا مي ‌دهد. سامانه بايد به ‌گونه‌ اي باشد كه ميزان حق ‌الوكاله در هر يك از مراحل اعم از مطالعه پرونده، وكالت در رسيدگي بدوي، تجديدنظر، فرجام ‌خواهي و اعاده دادرسي و نحوه پرداخت آن و نيز ابطال تمبر مالياتي در هر مرحله وجود داشته باشد و توسط مسئول ابطال تمبر و مرجع قضايي قابل ‌ملاحظه باشد. شناسه يكتاي صادر شده براي هر قرارداد توسط سامانه قرارداد الكترونيكي، مبناي شناسايي وكيل در سامانه خدمات قضايي به ‌منظور استخراج اطلاعات مالي مندرج در قرارداد و ابطال تمبر مالياتي خواهد بود.

ماده ۸۵

به ‌منظور انجام ‌وظيفه نظارتي كانون بر وكلا و انجام تكاليف قانوني آنها و تضمين استمرار شرايط مقرر در ماده ۲ قانون كيفيت اخذ پروانه در وكلاي دادگستري، اداره نظارت و بازرسي با رياست يكي از وكلاي پايه يك حائز شرايط عضويت در هيأت ‌مديره، به انتخاب هيأت‌ مديره، با شرح وظايف زير تشكيل و با ارجاع رييس كانون اقدام مي كند:
۱
بررسي رفتار وكلا از حيث انجام وظايف مندرج در اين آيين نامه و رعايت شئون منصب وكالت و استمرار شرايط مقرر در ماده ۲ قانون كيفيت اخذ پروانه؛
۲
همكاري با كميسيون آموزش جهت برگزاري دوره‌ هاي پيشگيري از وقوع تخلفات و هر نوع اقدام ديگري كه در اين مورد مؤثر باشد؛
۳
تهيه گزارش در خصوص سوء رفتار وكلا در فضاي حقيقي و مجازي؛
۴
انجام موارد ارجاعي ازسوي دادستان يا دادياران انتظامي در خصوص تعقيب تخلفات انتظامي از جمله تمركز غيرمجاز و عدم رعايت شأن وكالت با رعايت قوانين و مقررات؛
۵
بررسي و ارائه گزارش راجع به اشخاص و مؤسسات حقوقي كه تظاهر به امر وكالت مي‌ نمايند به مراجع ذي ‌صلاح؛
۶
تهيه گزارش از پرونده ‌هاي محاكماتي داراي شاكي انتظامي و ارائه گزارش آن به رييس كانون.
تبصره ۱
در صورتي ‌كه رييس كانون به هر نحوي از عدم رعايت مقررات حوزه وكالت از سوي وكيل مطلع شود، مكلف است به اداره نظارت و بازرسي كانون دستور بررسي موضوع و ارائه گزارش جهت اقدام بعدي مطابق با مقررات اين آيين نامه را بدهد.
تبصره ۲
اقدامات اداره نظارت و بازرسي كانون مانع از اقدام قانوني دادستان انتظامي جهت تعقيب همزمان موضوع نمي‌ باشد.
تبصره ۳
در صورتي ‌كه رفتار وكيل مصداق تخلف انتظامي باشد، رييس اداره نظارت و بازرسي هم‌ زمان موضوع را به دادستان انتظامي اطلاع مي ‌دهد.

ماده ۸۶

در اجراي ماده ۱۵ لايحه استقلال در صورتي ‌كه رييس كل دادگستري استان يا دادستان عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان يا دادستان عمومي و انقلاب شهرستان و يا رييس حوزه قضايي تخلفي از وكيل مشاهده كنند كه قابل تعقيب باشد، مراتب را كتباً به دادسراي انتظامي اطلاع مي ‌دهند. دادسراي انتظامي به فوريت به موضوع رسيدگي و نتيجه را اعلام مي كند. در صورتي ‌كه دادسراي مزبور پس از تحقيق و استماع دفاعيات مشتكي‌ عنه موضوع را قابل تعقيب تشخيص دهد، پرونده را با صدور كيفرخواست نزد دادگاه انتظامي ارسال مي كند و در غير اين صورت، نظر خود را با ذكر دليل به دادستان عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان اطلاع مي ‌دهد. چنانچه اين مقام قضايي به نظر دادسراي انتظامي تسليم نشود، رأساً از دادگاه انتظامي رسيدگي به موضوع را تقاضا مي كند. دادگاه انتظامي موظف است به سرعت رسيدگي و تصميم مقتضي را اتخاذ نمايد.

ماده ۸۷

در اجراي بند 9 ماده 15 قانون نظارت بر رفتار قضات، مصوب 1390/07/17 چنانچه هر يك از قضات در راستاي وظايف قانوني خود تخلفي از وكيل مشاهده كنند، علاوه بر انجام تكاليف قانوني خود، مراتب را حسب مورد به دادستان يا رييس حوزه قضايي يا رييس كل دادگستري استان اعلام مي ‌كنند.

ماده ۸۸

در اجراي ماده ۱۶ لايحه استقلال، هرگاه رييس قوه قضاييه يا هر مقامي كه اختيار رييس قوه قضاييه در اين ماده به وي تفويض شده است، از ارتكاب تخلف توسط وكيل به هر نحو مطلع شود، مراتب را جهت ارجاع به دادگاه انتظامي، به رييس كانون اعلام مي كند. رييس كانون فوراً و به طور مستقيم موضوع را به دادگاه انتظامي ارجاع مي كند.

ماده ۸۹ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
در اجراي ماده 18 لايحه استقلال، در صورتي كه رئيس قوه قضاييه يا هر مقامي كه اختيار رئيس قوه قضاييه در اين ماده به وي تفويض شده است يا رئيس هيأت مديره كانون، به جهتي از جهات، اشتغال وكيل را به وكالت مقتضي نداند، از دادگاه انتظامي تعليق وكيل را مي خواهد. دادگاه مذكور حداكثر ظرف يك ماه به اين درخواست رسيدگي مي كند. در صورت صدور رأي بر تعليق، اين رأي قابل اجرا است. وكيل معلق حق تجديدنظرخواهي دارد. رأي عدم تعليق نيز از سوي مقامات مذكور، قابل اعتراض در دادگاه عالي است.

ماده ۹۰

در اجراي ماده ۱۸ لايحه استقلال، در صورت درخواست شش نفر از اعضاي هيأت ‌مديره، رييس كانون مكلف است از دادگاه انتظامي تعليق وكيل مورد تعقيب را درخواست كند. در صورت صدور رأي بر تعليق يا عدم تعليق مطابق ماده ۸۹ اين آيين نامه عمل مي شود.

ماده ۹۱ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
در مواردي كه رئيس قوه قضائيه يا هر مقامي كه اختيار رئيس قوه قضائيه در اين ماده به وي تفويض شده است،‌ در امور مربوط به وظايف يكي از اعضاي هيأت مديره كانون، دادرسان و يا دادستان دادگاه انتظامي تخلفي مشاهده كنند، مراتب را جهت رسيدگي به دادستان كل كشور اعلام مي كند. دادستان كل كشور به فوريت تحقيق و در صورتي كه تخلف را محرز دانست، پرونده را براي رسيدگي نزد دادگاه عالي ارسال مي كند.
تبصره
دادگاه انتظامي و دادگاه عالي حسب مورد در كليه موارد رسيدگي به تخلف يا تقاضاي تعليق موضوع مواد 16، 18 و 21 لايحه استقلال فوري و خارج از نوبت رسيدگي مي ‌كنند.

ماده ۹۲

در اجراي قانون نظارت بر رفتار قضات هر يك از وكلا كه در حوزه وظايف وكالتي خود، نقض مقررات، عدم اجراي حقوق شهروندي و نظاير آن از سوي مقامات قضايي و اداري را مشاهده كنند، مي ‌توانند حسب مورد مراتب را به رييس حوزه قضايي و عنداللزوم به دادسراي انتظامي قضات منعكس و درخواست رسيدگي كنند.

ماده ۹۳

هيأت ‌مديره كانون مي ‌تواند از طريق معرفي وكيل در مجله و پايگاه اطلاع ‌رساني كانون و با درج مشخصات و عكس، از جمله در موارد زير وكيل را تشويق كند:
۱
اهتمام به تنظيم صورت‌ جلسه اصلاحي و ايجاد صلح و سازش؛
۲
اهتمام به احقاق حق براي موكلين معاضدتي و تسخيري؛
۳
تأليف و يا ترجمه آثار حقوقي و تدوين مقالات معتبر علمي؛
۴
همكاري مؤثر و مفيد با ارگان ‌هاي كانون، از جمله اداره معاضدت؛
۵
ارائه خدمات مشاوره ‌اي رايگان در سازمان ‌هاي مردم ‌نهاد و خيريه.

بخش هفتم - دادسرا و دادگاه انتظامی

ماده ۹۴

دادستان انتظامي و معاونان وي در تمام كانون‌ ها از ميان وكلاي پايه يك داراي شرايط عضويت در هيأت‌ مديره، توسط هيأت‌ مديره براي مدت دو سال انتخاب مي شوند.

ماده ۹۵

دادرسان دادگاه انتظامي اعم از دادرسان اصلي و علي البدل بايد شرايط عضويت در هيأت ‌مديره را داشته باشند و براي مدت دو سال توسط هيأت ‌مديره كانون انتخاب مي شوند.

ماده ۹۶

هر دادگاه انتظامي مركب از سه وكيل به ‌عنوان دادرس دادگاه است. دادگاه انتظامي ممكن است داراي شعب متعدد باشد؛ در اين صورت، پرونده ‌ها براي رسيدگي از طرف رييس كانون به هر يك از شعب دادگاه ارجاع مي شود.

ماده ۹۷

انتخاب دادستان انتظامي و معاونين و دادرسان از طرف هيأت‌ مديره به رأي مخفي و به اكثريت دوسوم اعضاء حاضر در جلسه به عمل مي ‌آيد. اگر در بار اول اكثريت مذكور به دست نيايد، در مرتبه دوم اكثريت نسبي ملاك است.

ماده ۹۸

از بين دادرسان اصلي، كسي كه سابقه وكالت او بيشتر است، سمت رياست دادگاه انتظامي را دارد. در صورت تساوي سابقه وكالت، مسن ‌ترين دادرس اصلي، سمت رياست را خواهد داشت و در صورت تساوي سن و سابقه، دادرسان اصلي از بين خود، رييس دادگاه انتظامي را تعيين مي‌ كنند.

ماده ۹۹

موارد رد و امتناع دادستان، معاونان وي و دادرسان انتظامي، همان است كه در قانون آيين دادرسي دادگاه‌ هاي عمومي و انقلاب در امور مدني، براي دادرسان مقرر است. به ‌علاوه، در موردي كه متصدي تحقيقات در دادسرا و يا دادرس دادگاه انتظامي، وكيل شاكي، مشتكي ‌عنه يا شريك وكيل يكي از طرفين باشد يا بين وي و شاكي يا مشتكي ‌عنه يا وكيل آنها رابطه استاد و دانشجويي باشد، بايد از تحقيق و رسيدگي امتناع نمايد.

ماده ۱۰۰

در صورتي ‌كه متصدي تحقيقات ممنوع از رسيدگي باشد، رسيدگي به داديار يا معاون ديگر ارجاع مي شود و اگر دادستان انتظامي ممنوع از رسيدگي باشد، معاون اول مستقلاً در آن مورد، وظيفه دادستان را انجام مي ‌دهد و اگر معاون اول هم ممنوع باشد، يكي از نواب رييس وظيفه دادستان را انجام خواهد داد.

ماده ۱۰۱

در صورت غيبت يا ممنوع بودن دادرس اصلي، دادرس علي البدل در رسيدگي دخالت مي ‌نمايد و اگر عده كافي براي رسيدگي نباشد، از دادرسان شعبه ديگر تكميل مي شود و اگر شعبه ديگر نباشد، هيأت ‌مديره به جاي اشخاص غائب و ممنوع از بين اشخاص واجد شرايط، اشخاص ديگري را به ‌عنوان عضويت علي البدل تعيين مي ‌نمايد كه در رسيدگي دخالت نمايند.

ماده ۱۰۲

شكايت از تخلفات و اخلاق و رفتار وكلا، ممكن است كتبي يا شفاهي باشد؛ شكايت كتبي در دفتر كانون ثبت و رسيد داده مي شود و نزد دادستان انتظامي فرستاده خواهد شد و شكايت شفاهي در صورتمجلس درج و به امضاء شاكي مي ‌رسد. دادستان انتظامي شخصاً يا به ‌وسيله يكي از معاونان يا دادياران نسبت به شكايات رسيدگي و اظهار عقيده مي‌ نمايد.

ماده ۱۰۳

از هر طريق اطلاعي راجع به تخلف يا سوء اخلاق و رفتار وكيل به رييس كانون برسد و آن را قابل ‌توجه تشخيص دهد، فوراً به دادسراي انتظامي ارجاع مي كند و دادسرا بايد به موضوع رسيدگي كرده اظهار عقيده نمايد.

ماده ۱۰۴

در صورتي‌ كه دادستان انتظامي حضور مشتكي ‌عنه را براي اداي توضيح و كشف حقيقت لازم بداند و او را احضار كند و مشتكي ‌عنه بدون عذر موجه حاضر نشود، بر اساس محتويات پرونده اتخاذ تصميم مي كند. عذر موجه بايد كتباً به ضميمه دليل آن در مهلت تعيين شده براي رسيدگي به متصدي تحقيقات داده شود.

ماده ۱۰۵

در موارد زير قرار موقوفي تعقيب صادر مي شود:
۱
فوت يا جنون مشتكي ‌عنه؛
۲
اعتبار امر مختوم؛
۳
شمول مرور زمان؛
۴
نسخ مجازات قانوني.

ماده ۱۰۶

دادستان انتظامي پس از رسيدگي، در صورتي ‌كه عقيده بر تعقيب داشته باشد، كيفرخواست انتظامي صادر و به دادگاه انتظامي مي ‌فرستد. در غير اين صورت، قرار مقتضي صادر خواهد كرد. در صورتي ‌كه بين دادستان انتظامي و معاون او يا داديار انتظامي كه متصدي تحقيقات است، در تعقيب يا تطبيق موضوع با قانون يا آيين نامه اختلاف حاصل شود، نظر دادستان متبع است.

ماده ۱۰۷

قرار منع تعقيب و موقوفي تعقيب به طرفين و رييس كانون ابلاغ مي شود. شاكي و رييس كانون چنانچه به قرار معترض باشند، بايد ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ، اعتراض خود را به دادسراي انتظامي تسليم كنند. در اين صورت، پرونده براي رسيدگي به اعتراض به دادگاه انتظامي فرستاده مي شود. دادگاه انتظامي در صورتي ‌كه قرار را صحيح دانست، آن را تأييد مي كند. در صورتي ‌كه دادگاه مذكور موضوع را قابل ‌تعقيب تشخيص دهد، قرار مورد اعتراض را نقض كرده و پس از رسيدگي رأي مقتضي صادر مي كند.

ماده ۱۰۸

پس از ارجاع كيفرخواست يا تقاضاي رسيدگي از طرف اشخاصي كه حق تقاضا دارند، دادگاه انتظامي در صورت آماده بودن پرونده، وقت رسيدگي تعيين و علاوه بر دعوت طرفين، به اطلاع دادستان انتظامي نيز مي ‌رسد. تصوير كيفرخواست يا تقاضا نيز به همراه دعوت ‌نامه وكيل مورد تعقيب، ارسال مي شود.

ماده ۱۰۹

در وقت مقرر، دادگاه انتظامي پس از استماع توضيحات دادستان انتظامي يا نماينده وي، شاكي و وكيل مورد تعقيب، رسيدگي كرده و رأي مي ‌دهد. عدم حضور هر يك از دعوت ‌شدگان مانع رسيدگي و صدور رأي نيست. راي دادگاه در صورت ابلاغ وقت رسيدگي، در هر حال حضوري محسوب مي شود.
تبصره
دادگاه انتظامي، برابر مقررات آيين دادرسي مدني، مجاز به اصلاح رأي است.

ماده ۱۱۰

دادگاه انتظامي بايد نسبت به موضوعاتي كه ارجاع مي شود رسيدگي كرده و رأي بدهد و در صورت ثبوت تخلف، مي ‌تواند با اصلاح عنوان تخلف، مجازات شديدتر از مورد تقاضا تعيين كند و در مورد درخواست تعليق بايد خارج از نوبت رسيدگي كرده، رأي بدهد.

ماده ۱۱۱

در صورتي ‌كه دادگاه انتظامي، نقايصي در پرونده مشاهده كند، مي تواند ضمن تعيين موارد نقص، رفع آنها را از دادسراي انتظامي بخواهد. دادسرا بر اساس نظر دادگاه، نقايص را رفع و بدون اظهارنظر جديد، پرونده را به دادگاه اعاده مي كند.

ماده ۱۱۲

آراء دادگاه انتظامي ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ، از سوي اشخاص زير قابل تجديدنظرخواهي در دادگاه عالي است:
۱
شاكي خصوصي نسبت به كليه آراء؛
۲
رييس كانون و دادستان انتظامي نسبت به كليه آراء برائت و قرار موقوفي تعقيب و احكام مجازات انتظامي درجه چهار و بالاتر؛
۳
مقامات مذكور در مواد 88 و 89 اين آيين نامه نسبت به كليه آراي صادره و نيز رد تقاضاي تعليق در اجراي مواد 16 و 18 لايحه استقلال؛
۴
محكوم‌عليه نسبت به احكام مجازات درجه چهار و بالاتر؛

ماده ۱۱۳

دادگاه عالي به درخواست تجديدنظر رسيدگي كرده، در صورت پذيرش تجديدنظرخواهي، حكم مقتضي صادر والا حكم تجديدنظر خواسته را تأييد مي كند.

ماده ۱۱۴

محكوم‌ عليه احكام قطعي موضوع مجازات درجه چهار و بالاتر اعم از آنكه حكم اجرا شده يا نشده باشد، در موارد زير مي تواند درخواست اعاده دادرسي به دادگاه صادركننده حكم قطعي بدهد:
۱
صدور حكم قطعي داير بر جعلي بودن اسناد و مدارك و يا خلاف واقع بودن شهادت شهود، در مواردي اسناد مذكور يا شهادت شهود مستند صدور حكم انتظامي بوده است.
۲
نقض حكم محكوميت كيفري وكيل و برائت قطعي وي در مواردي كه حكم محكوميت كيفري، مستند صدور حكم انتظامي بوده است.
تبصره
مهلت تسليم درخواست، يك ماه پس از ابلاغ حكم قطعي قضايي، موضوع بندهاي فوق است.

ماده ۱۱۵

نقض حكم محكوميت انتظامي از سوي دادگاه رسيدگي ‌كننده به اعاده دادرسي، حسب مورد قابل تجديدنظرخواهي در دادگاه عالي يا دادگاه عالي تجديدنظر انتظامي قضات است.

ماده ۱۱۶

در صورت رضايت شاكي پس از صدور حكم قطعي محكوميت، دادگاه صادركننده حكم قطعي بنا به تقاضاي محكوم ‌عليه، مي تواند مجازات را يك درجه تخفيف دهد.

ماده ۱۱۷

مرجع شكايت انتظامي از دادرسان دادگاه انتظامي، دادستان انتظامي و معاونان وي و رؤسا و اعضاي شعب و كميسيون ‌ها راجع به انجام وظايفشان هيأت ‌مديره است و در صورت احراز تخلف پرونده نزد دادستان كل فرستاده مي شود كه به ترتيب مقرر در ماده ۲۱ لايحه استقلال كانون عمل شود. مرجع شكايت انتظامي از هر يك از اعضاي هيأت ‌مديره، راجع به وظايف آنها دادستان كل كشور است كه پس از بررسي در صورت احراز تخلف پرونده را در اجراي ماده مذكور به دادگاه عالي ارسال مي كند.

ماده ۱۱۸

رسيدگي انتظامي منوط به رسيدگي كيفري نيست و بر همين اساس، صدور رأي برائت يا قرار منع يا موقوفي تعقيب در مرجع قضايي مانع از رسيدگي به جنبه انتظامي در دادسرا و دادگاه انتظامي نيست. در صورتي‌ كه تفكيك جنبه كيفري از جنبه انتظامي ممكن نباشد، رسيدگي انتظامي موكول به فراغ از جنبه كيفري در مراجع قضايي خواهد شد.
تبصره
در صورتي‌ كه دادسرا يا دادگاه انتظامي در حين رسيدگي متوجه ارتكاب جرمي از ناحيه وكيل شود، موظف است مراتب را جهت تعقيب قضيه به مرجع قضايي صالح اعلام كند.

بخش هشتم - تخلفات و مجازات های انتظامی

ماده ۱۱۹ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
مجازات هاي انتظامي به ترتيب درجات زير است:

۱ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
توبيخ كتبي بدون درج در پرونده؛

۲ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
توبيخ كتبي با درج در پرونده؛

۳ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
توبيخ كتبي با درج در پرونده، مجله و پايگاه اطلاع رساني كانون؛

۴ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
ممنوعيت موقت از وكالت به مدت سه ماه تا دو سال؛

۵ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
تنزل پايه وكالت؛

۶ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
حسب مورد ابطال پروانه و محروميت دائم از وكالت.
بخش هشتم - تخلفات و مجازات های انتظامی

ماده ۱۲۰

مجازات انتظامي تخلف از مقررات و نظاماتي كه كانون براي وكلاي دادگستري تعيين مي كند، درجه يك و دو است كه از طرف رييس كانون يا به پيشنهاد دادستان انتظامي اعمال مي شود. اختيار رييس كانون در اعمال مجازات‌ هاي مقرر در اين ماده مانع از صلاحيت دادگاه انتظامي براي تعيين مجازات‌ هاي درجه ۱ و ۲ نمي ‌باشد.

ماده ۱۲۱

هر وكيلي كه مرتكب هر يك از رفتارهاي زير شود، به مجازات انتظامي درجه ۲ محكوم خواهد شد:
۱
نشاني پست الكترونيكي و اقامتگاه خود را مطابق با محل اشتغال به وكالت، به ‌طور صريح و روشن به كانون اعلام نكند و در صورت تغيير محل نشاني محل جديد را ظرف ده روز كتباً به كانون اطلاع ندهد؛
۲
در صورتي ‌كه كليه اوراق فرستاده شده از كانون اعم از نامه، اخطاريه، تصوير كيفرخواست و رأي را كه به ‌وسيله مأمور پست يا كانون ارائه مي شود يا از طريق سامانه ابلاغ مي شود، به ‌محض ارائه، قبول و رؤيت نكند يا در مورد اوراق ارسالي به‌ وسيله مأمور پست يا كانون رسيد ندهد؛
۳
عدم پاسخ به شكايت‌ ها و اعلامات انتظامي در مواعد تعيين شده، در دادسرا و دادگاه انتظامي از طريق تقديم لايحه و همچنين خودداري از حضور در دادسرا و دادگاه انتظامي در مواردي كه ضرورت حضور به وكيل اعلام مي شود؛
۴
انجام مكاتبات مربوط به وظايف خود بدون استفاده از سربرگ خود كه حاوي نام، نام خانوادگي، نشاني دفتر، شماره تلفن، پست الكترونيكي، شماره پروانه و نام كانون متبوع باشد و نيز در صورت درج عناوين و سوابق شغلي غير از وكالت در سربرگ و مكاتبات مربوط به وظايف وكالتي خود؛
۵
عدم شركت در برنامه‌ هاي آموزشي و علمي كه به ‌منظور ارتقاي علمي و عملي وكلا از سوي كانون به ‌صورت دوره ‌اي برگزار مي شود؛
۶
نداشتن دفتر ثبت و بايگاني منظم و عدم تشكيل پرونده به ‌صورت فيزيكي يا الكترونيكي براي هر موكل به ‌نحوي ‌كه حاوي كليه اقدامات انجام شده براي موكل باشد و نيز عدم نگهداري سوابق دعاوي موكلان تا ۱۰ سال پس از مختومه شدن پرونده وكالتي؛
۷
عدم تحويل فوري پروانه وكالت، دفترچه و كارت شناسايي خود به كانون در صورت تعليق؛
۸
عدم رعايت نظم و انضباط در هنگام حضور در مراجع قضايي.

ماده ۱۲۲

هر وكيلي كه مرتكب يكي از رفتارهاي زير شود، به مجازات انتظامي درجه ۳ محكوم مي شود:
۱
داير كردن دفتر وكالت در محل نامناسب يا مشاركت در اداره دفتر با افراد غيروكيل و يا عدم نظارت بر رعايت موازين قانوني و شرعي در دفتر خود؛
۲
عدم تنظيم وكالت‌ نامه و قرارداد مالي با موكل به نحو دقيق و كامل و با درج تاريخ و مبلغ دقيق حق‌ الوكاله و يا عدم تسليم نسخه ‌اي از وكالت ‌نامه و قرارداد مالي به موكل در قبال اخذ رسيد و يا عدم ثبت قرارداد مالي در سامانه ثبت قرارداد مالي وكلا يا عدم تسليم نسخه ‌اي از وكالت ‌نامه و قرارداد مالي به مرجع قضايي؛
۳
عدم تسليم رسيد دريافت اصول اسناد به موكل؛
۴
در صورتي ‌كه به دو يا چند مرجع قضايي دعوت شود و جمع بين اوقات مزبور ممكن نباشد، تقدم حضور در مرجع قضايي كيفري را رعايت نكند و در ساير دادگاه ‌ها، در دادگاهي كه وقت آن زودتر ابلاغ شده، حاضر نشود و به ديگر دادگاه ‌ها لايحه نفرستد و به ‌طور كلي مفاد ماده ۲۸ قانون وكالت را در زمان دعوت همزمان در چند مرجع قضايي رعايت نكند؛
۵
عدم استفاده به ‌موقع از اختيارات قانوني خود كه مورد توكيل واقع شده، مانند اعتراض به نظريه كارشناسي، واخواهي يا تجديدنظرخواهي؛ و در مواردي كه با توجه به ادله ابرازي، اعتقادي به استفاده از اختيارات خود و اقدام در موارد مذكور نداشته باشد، به موكل يا نماينده امور او اطلاع نداده و موافقت كتبي دريافت نكرده باشد.
۶
در صورتي ‌كه طبق قانون حضور در دادگاه الزامي است، بدون عذر موجه در دادگاه حاضر نشود و به ‌واسطه عدم حضور او كار دادگاه به تأخير افتد و يا در صورت عدم انجام ‌وظيفه وكالتي در مدت متعارف يا عدم پيگيري امور موكل بدون معاذير قانوني و يا عدم دفاع از حقوق موكل پس از قبول وكالت و انجام تعهدات ازسوي موكل، به‌ نحوي‌كه حق موكل يا فرصت و امكان دفاع از موكل تضييع شود؛
۷
ممانعت از استقرار صلح و سازش بين طرفين در هر يك از مراحل رسيدگي؛
۸
اخلال در نظم دادگاه و مراجع دولتي و عدم رعايت شأن مقامات قضايي و اداري؛
۹
در صورتي ‌كه اوراق وكالت ‌نامه سفيد امضاي خود را در اختيار غير قرار دهد؛
۱۰
اظهار خلاف واقع در بيان عذر، در مواردي كه در مراجع قضايي و مراجع انتظامي كانون در مواعد مقرر حضور نيافته است؛
۱۱
خودداري از تمديد اعتبار پروانه بيش از شش ماه تا يك سال از تاريخ انقضا؛
۱۲
انجام يا قبول وكالت بعد از انقضاي مدت اعتبار پروانه و بدون تمديد آن؛
۱۴
در صورتي ‌كه از بيست ‌و چهار ساعت قبل از جلسه هيأت عمومي براي انتخاب هيأت ‌مديره، اقدام به تبليغ در موافقت يا مخالفت اشخاص نمايد؛
۱۵
عدم پذيرش وكالت تسخيري يا معاضدتي ارجاع شده از سوي كانون يا عدم انجام مطلوب وظايف وكالتي معاضدتي يا تسخيري.

۱۳(اصلاحی ۱۲ˏ۰۳ˏ۱۴۰۳)

اصلاحی / الحاقی
چنانچه در مرحله اول كارآموزي و دوره هاي تمديدي مربوط به آن، در امر وكالت مداخله كرده و يا در مرحله دوم كارآموزي، وكالت پرونده هايي را كه از دخالت در آن ها ممنوع است بپذيرد؛
بخش هشتم - تخلفات و مجازات های انتظامی

ماده ۱۲۳

هر وكيلي كه مرتكب يكي از تخلفات زير شود، به مجازات انتظامي درجه ۳ يا ۴ محكوم خواهد شد:
۱
عدم پرداخت ماليات قانوني و عدم ايفاي تعهدات مالي خود نسبت به كانون و صندوق حمايت وكلاي دادگستري در موعد مقرر؛
۲
عدم تنظيم الحاقيه قرارداد و عدم پرداخت ماليات، سهم كانون و سهم صندوق حمايت وكلاي دادگستري در مواردي كه در خصوص حق ‌الوكاله پس از تنظيم وكالت ‌نامه و يا اعلام وكالت توافق ديگري شود؛
۳
اعطاي وكالت به غير بدون داشتن حق توكيل و انتقال قرارداد بدون رضايت موكل يا پس از خاتمه قرارداد؛
۴
تصديق مطابقت با اصل تصوير اسنادي كه اصل آنها را رؤيت نكرده است؛
۵
عدم تسليم رسيد در مقابل وجه يا مال دريافتي از موكل يا نماينده وي و يا عدم استفاده از پايانه فروشگاهي.

ماده ۱۲۴

هر وكيلي كه مرتكب هر يك از رفتارهاي زير شود، به مجازات انتظامي درجه ۴ محكوم خواهد شد:
۱
ارتكاب اعمال و رفتاري كه خلاف شئون وكالت يا اشتغال به شغلي كه مخالفشان و حيثيت وكالت است؛
تبصره
از جمله موارد رفتار خلاف شئون وكالت عبارت است از فعل يا ترك فعلي كه مطابق قانون جرم بوده و يا موجب وهن جامعه وكالت و يا مغاير عرف مسلم آن باشد به ‌نحوي ‌كه اغلب وكلا آن را مذموم بدانند.
۲
عدم رعايت موازين شرعي و قانوني يا شئون و منزلت وكالت در پوشش و رفتار و گفتار در هنگام حضور در مراجع قضايي يا دولتي يا محل كار؛
۳
درج شروط خلاف اخلاق حسنه يا شروط نامتعارف در قرارداد خصوصي خود با موكل، يا عمل برخلاف مصلحت موكل به استناد به اختيار صلح و سازش در مفاد وكالت ‌نامه؛
۴
ارائه اسناد و مدارك يا اطلاعات خلاف واقع به قاضي، كارشناس يا اشخاصي كه به نحوي در رسيدگي به دعوا يا شكايت مداخله دارند، با علم به خلاف واقع بودن؛
۵
خودداري از استرداد اموال و سپرده ‌هاي وصولي به نام موكل، پس از انتفاي وكالت يا خودداري از تسويه ‌حساب در مهلت متعارف؛
۶
انجام يا قبول وكالت در ايام تعليق، ممنوعيت و محدوديت از وكالت در مراجع قضايي و مراجع اختصاصي غيرقضايي پيش بيني شده در اين آيين نامه يا وكالت در درجه بالاتر از درجه پروانه خود؛
۷
خودداري از تمديد اعتبار پروانه بيش از يك سال تا هجده ماه پس از تاريخ انقضاء؛
۸
در صورتي ‌كه به ‌وسيله اوراق چاپي يا تابلو يا وسايل ديگر، درجه، ميزان تحصيلات و تخصص خود را بالاتر و متفاوت از آنچه كه دارد، معرفي كند يا از عناوين غيرواقعي استفاده نمايد؛
۹
عدم اطلاع ‌رساني به ‌موقع استعفاي خود به موكل و مرجعي كه پرونده در آن مطرح است، به‌ نحوي ‌كه موجب تجديد جلسه شود يا باعث ضايع شدن حق تجديدنظرخواهي موكل گردد يا در مواردي كه بخواهد پس از صدور حكم عليه موكل يا در موقع ابلاغ دادنامه غيرقطعي، استعفا دهد؛ در زمان بيشتر از پنج روز از زمان ابلاغ رأي، استعفاي خود را اطلاع دهد؛
۱۰
تبليغ سوء عليه ساير وكلا، قضات و مراجع دولتي و قضايي و يا تبليغ يا اظهارنظر عليه مباني نظام جمهوري اسلامي و يا ارتكاب رفتار خلاف شرع يا قانون در فضاي حقيقي و يا مجازي.

ماده ۱۲۵

در صورت ارتكاب هر يك از رفتارهاي زير وكيل در موارد زير به مجازات انتظامي درجه ۵ محكوم خواهد شد:
۱
به ‌واسطه وكالت از اسرار موكل مطلع شده و آن را افشا نمايد، اعم از اينكه اسرار مزبور مربوط به امر وكالت يا شرافت، حيثيت و يا اعتبار موكل باشد؛
۲
۳
حق‌ الوكاله را درصدي از عين مدعي به يا عين محكوم به (غير از وجه رايج) قرار دهد؛
۴
از مفاد سوگندي كه ياد كرده، تخلف كند؛
۵
اعتبار پروانه را بيش از هجده ماه تا دو سال پس از تاريخ انقضا تمديد نكند؛
۶
بعد از استعفا يا عزل از طرف موكل يا انقضاي وكالت به جهت ديگر، وكالت طرف موكل يا اشخاص ثالث را در همان موضوع عليه موكل سابق خود يا قائم ‌مقام قانوني او قبول كند؛
۷
با قضات و كاركنان دادگستري و ساير مراجع ذي ‌ربط، ارتباط غيراداري به ‌منظور تباني يا پرداخت هرگونه مالي اعم از وجه نقدي يا غيرنقدي برقرار كرده و يا از ارتباط با آنان تحت هر عنواني در امور وكالت استفاده كند.
۸
در صورتي ‌كه نسبت به پرونده ‌هايي كه قبلاً در آن ‌ها قضاوت يا داوري كرده، مستقيماً يا با توكيل به غيرقبول وكالت كند. همچنين، در صورتي ‌كه هم ‌زمان عليه اشخاص حقيقي يا اشخاص حقوقي اعم از دولتي و غيردولتي كه مشاور يا وكيل آنهاست، قبول وكالت يا مشاوره با داوري نمايد.
۹
در صورت قطع رابطه همكاري با اشخاص حقوقي اعم از دولتي و غيردولتي كه مستخدم يا به ‌موجب قرارداد، مشاور آنها بوده، تا پنج سال از تاريخ قطع همكاري، وكالت يا مشاوره عليه آنها را بپذيرد. همچنين در هر زمان نسبت به پرونده ‌اي كه عليه آنها تشكيل مي شود و وي اطلاعات موضوع آن پرونده را در اختيار دارد، عليه آنها قبول وكالت، مشاوره يا داوري نمايد.
۱۰
در موضوع پرونده به طرف دعواي موكل خود مشاوره حقوقي دهد يا هرگونه همكاري ديگري با طرف دعواي موكل كند؛
۱۱
قبول وكالت مستقيم يا با توكيل به غير در صورتي ‌كه وكيل و قاضي رسيدگي ‌كننده به پرونده، هم ‌زمان با رسيدگي، رابطه استاد و دانشجويي داشته باشند؛
۱۲
قبول وكالت به رغم داشتن جهتي از جهات رد و يا عدم استعفا در صورت حدوث اين جهات در اثناء وكالت؛
۱۳
تحصيل وكالت از طرق فريبنده يا اغواي موكل به انعقاد قرارداد يا پرداخت وجه با وعده تضمين نتيجه رسيدگي يا ادعاي داشتن نفوذ يا تضمين حصول نتيجه در مدت معين؛
۱۴
در صورت تخلف از ماده ۷۹ اين آيين نامه.

ماده ۱۲۶

در صورت ارتكاب هر يك از رفتارهاي زير وكيل به مجازات انتظامي درجه ۶ محكوم و پروانه وي ابطال خواهد شد:
۱
اعتبار پروانه را به مدت بيش از دو سال پس از تاريخ انقضاء تمديد نكند؛
۲
برخلاف قانون خود را واجد شرايط وكالت معرفي كرده و پروانه گرفته و ظرف يك ماه از تاريخ اعلام كانون، ضمن اعلام انصراف، پروانه خود را تسليم ننمايد؛
۳
در حين دريافت پروانه واجد شرايط بوده، اما بعداً فاقد يكي از شرايط شود و حداكثر ظرف يك ماه، كانون را كتباً مطلع نكرده و ضمن اعلام انصراف، پروانه خود را تسليم ننمايد؛
۴
استعمال مسكر و مواد مخدر و روان ‌گردان و يا تجاهر به رفتار خلاف قانون يا خلاف شرع منجر به سلب شرايط مقرر در ماده ۲ قانون كيفيت اخذ پروانه؛
۵
چنانچه ثابت شود با طرف موكل خود براي تضييع حق موكل تباني كرده يا در موضوع پرونده خيانت ديگري نسبت به موكل مرتكب شده است.

ماده ۱۲۷ (اصلاحی ۱۱ˏ۰۴ˏ۱۴۰۲)

اصلاحی / الحاقی
در اجراي ماده 5 قانون كيفيت اخذ پروانه، در صورت تخلف هر يك از اعضاي هيأت مديره كانون از مفاد قانون مذكور، به حكم دادگاه عالي علاوه بر محروميت دائم از عضويت در هيأت هاي مديره كانون،‌ به انفصال از وكالت دادگستري به مدت دو تا پنج سال محكوم مي شوند.

ماده ۱۲۸

وكلايي كه حسب قانون اجازه وكالت در يك حوزه قضايي را ندارند، به هر شكل ممكن از هرگونه اقدام اعم از قبول وكالت براي مطالعه پرونده و يا به طور مشترك با ساير وكلا و كارآموزان و يا توكيل به غير ممنوع هستند تخلف از اين حكم مستوجب مجازات انتظامي درجه ۴ در نوبت اول و درجه ۵ در نوبت دوم و درجه ۶ در نوبت سوم است.

ماده ۱۲۹

در صورت دريافت هرگونه وجه يا مالي از موكل يا گرفتن سند رسمي يا غيررسمي از او علاوه بر ميزان مورد توافق به‌ عنوان حق ‌الوكاله و در موردي كه توافقي در بين نباشد، زائد بر تعرفه حق‌ الوكاله و هزينه ‌هاي دادرسي و هزينه ‌هاي سفر و ديگر هزينه ‌هاي متعارف مربوط به رسيدگي تحت هر اسم و هر عنوان از قبيل وجه التزام و تضمين و مانند آن، مرتكب به مجازات انتظامي از درجه ۵ به بالا محكوم مي شود و چنين سند و التزام در محاكم و ادارات ثبت، منشأ ترتيب اثر نخواهد بود. در صورتي ‌كه وكيل اين عمل را از طريق توسل به حيله انجام دهد، مثل‌ اينكه پول يا مال يا سندي در ظاهر به‌ عنوان ديگر و در باطن راجع به عمل وكالت باشد و يا در ظاهر به اسم شخص ديگر و در باطن براي خود بگيرد، در اجراي ماده ۳۴ قانون وكالت كلاهبردار محسوب و مورد تعقيب كيفري واقع خواهد شد.

ماده ۱۳۰

وكيل حق ندارد دعاوي را به‌ صورت ساختگي يا در ظاهر به اسم ديگري و درواقع به اسم خود انتقال بگيرد؛ اين قبيل دعاوي در مراجع قضايي پذيرفته نخواهد شد و متخلف به مجازات انتظامي از درجه ۴ به بالا محكوم مي شود.

ماده ۱۳۱

وكيل نبايد به ‌طور مستقيم يا غيرمستقيم براي رد قاضي، حكم و يا وكيل طرف مقابل و يا به ‌منظور اطاله رسيدگي با تحقيقات، به ‌وسيله خدعه آميزي متوسل شود. متخلف به مجازات انتظامي از درجه ۴ به بالا محكوم مي شود.

ماده ۱۳۲

وكيل بايد در مذاكرات شفاهي در مراجع قضايي و لوايح كتبي، احترام و نزاكت را نسبت به قضات، مقامات اداري، ديگر وكلا و اصحاب دعوي رعايت كند. در صورت تخلف به مجازات انتظامي از درجه ۴ به بالا محكوم مي شود. در صورتي ‌كه رفتار ارتكابي مشمول يكي از عناوين جزايي باشد، قابل ‌تعقيب جزايي است.

ماده ۱۳۳

وكيل نمي تواند چند شعبه يا مؤسسه فرعي ايجاد كند. همچنين نمي تواند در غير از محلي كه براي آنجا پروانه وكالت دريافت كرده است، دفتر وكالت تأسيس نمايد و نيز نمي تواند عملاً فعاليت وكالتي خود را در محل ديگري متمركز كند. تخلف از اين حكم مستوجب مجازات انتظامي درجه ۳ در نوبت اول و درجه ۴ در نوبت دوم و درجه ۵ در نوبت سوم است.

ماده ۱۳۴

دادگاه نمي تواند تخلف وكيل را به كلي عفو كند؛ اما چنانچه موجبي براي تخفيف باشد، در موردي كه مجازات داراي حداقل و حداكثر است، مي تواند مجازات حداقل را تعيين كند و در ديگر موارد يك تا دو درجه تخفيف بدهد.

ماده ۱۳۵

جهات تخفيف مجازات انتظامي عبارتند از:
۱
فقدان سابقه محكوميت انتظامي؛
۲
سابقه فعاليت مؤثر در امر معاضدت؛
۳
رضايت شاكي يا استرداد شكايت؛
۴
همكاري مؤثر مشتكي ‌عنه در جبران خسارت شاكي؛
۵
همكاري مؤثر مشتكي ‌عنه با مراجع رسيدگي به تخلف انتظامي در كشف حقيقت.

ماده ۱۳۶

در صورت ارتكاب تخلفات متعدد از سوي وكيل يك مجازات انتظامي تعيين مي شود. چنانچه تخلفات ارتكابي داراي مجازات‌ هاي متفاوتي باشند، مجازات تخلفي تعيين مي شود كه شديدتر است و چنانچه داراي مجازات يكسان باشند، تنها يك مجازات معين و مرتكب به حداكثر مجازات قانوني آن تخلف محكوم مي شود. در هر صورت، دادگاه مي تواند مجازات مرتكب را يك درجه تشديد كند.

ماده ۱۳۷

هرگاه وكيلي به مجازات انتظامي محكوم شود و ظرف سه سال از قطعيت حكم، مرتكب تخلف ديگري شود، به يك درجه بالاتر از مجازات مقرر محكوم مي شود.

ماده ۱۳۸

درخواست انصراف از وكالت، از كار افتادگي، بازنشستگي و ابطال پروانه، مانع تعقيب و رسيدگي انتظامي نيست و تا تعيين تكليف پرونده انتظامي و حسب مورد اجراي حكم، تقاضاي بازنشستگي قابل پذيرش نخواهد بود.

ماده ۱۳۹

مدت مرور زمان تعقيب انتظامي وكلا دو سال از تاريخ وقوع امر مستوجب تعقيب است. در صورتي‌كه وكيل تعقيب شده باشد، مدت مرور زمان دو سال از تاريخ آخرين اقدام انتظامي است.

ماده ۱۴۰

در صورتي ‌كه نسبت به وكيلي به اتهام ارتكاب جرائم درجه يك الي شش موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامي، كيفرخواست يا حكم محكوميت غيرقطعي صادر شود، دادستان عمومي و انقلاب يا رييس حوزه قضايي يا دادگاه رسيدگي‌ كننده، بايد رونوشت آن را به كانون بفرستد و از طرف رييس كانون به دادگاه انتظامي ارجاع شود. دادگاه انتظامي در صورتي ‌كه دلايل را قوي بداند و ادامه وكالت وكيل را منافي با شئون وكالت تشخيص دهد، حكم تعليق موقت او را تا صدور حكم قطعي در پرونده كيفري يا انتظامي صادر مي كند. در كليه مواردي كه تفكيك جنبه انتظامي از جنبه كيفري ممكن باشد، پرونده براي رسيدگي به تخلف انتظامي وكيل، نزد دادستان انتظامي ارسال مي شود و طبق مقررات به تخلف انتظامي رسيدگي مي شود.

ماده ۱۴۱

قضات دادگاه، دادسرا و اجراي احكام يا ديگر مقامات قضايي كه از وجود سابقه محكوميت كيفري وكلاي دادگستري يا كارآموزان وكالت و يا از محكوميت يا پرونده ‌هاي اتهامي آنان در ارتباط با جرائمي كه ارتكاب آن مخالف حيثيت و شئون وكالت است، مطلع شوند، ضمن اطلاع به دادستان يا رييس حوزه قضايي، مراتب را به ‌طور مستند به كانون اعلام مي ‌كنند تا مطابق مقررات رسيدگي شود.

ماده ۱۴۲

در صورت ارتكاب جرائم درجه يك الي شش موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامي، در طول مدت اجراي مجازات و حسب مورد مدت مقرر در بندهاي (الف)، (ب) و (پ) ماده ۲۵ قانون مذكور، پروانه وكالت وكيل تمديد نمي شود و در ساير موارد مرتكب به تشخيص دادگاه انتظامي به مجازات انتظامي درجه سه الي پنج محكوم مي شود.

ماده ۱۴۳

كارآموزان وكالت مشمول كليه مقررات انتظامي خواهند بود.

ماده ۱۴۴

تعقيب انتظامي مانع از تعقيب كيفري يا طرح دعواي مدني نيست.

بخش نهم - اجرای احکام انتظامی

ماده ۱۴۵

احكام دادگاه انتظامي توسط دادسراي انتظامي و تحت نظر دادستان اجرا مي شود. بدين منظور واحد اجراي احكام دادسرا ايجاد مي شود. دادستان مي تواند يكي از معاونان خود را به ‌عنوان متصدي اجراي احكام انتخاب كند.

ماده ۱۴۶

آراي محكوميت انتظامي در موارد زير پس از ابلاغ به ‌موقع اجرا گذاشته مي شود:
۱
آراي قطعي كه دادگاه انتظامي صادر مي كند؛
۲
آراي غيرقطعي دادگاه انتظامي كه در مهلت مقرر نسبت به آنها درخواست تجديدنظر نشده باشد؛
۳
آراي دادگاه انتظامي كه دادگاه عالي آنها را تأييد كرده يا آرايي كه دادگاه عالي پس از نقض رأي دادگاه انتظامي، صادر كرده باشد.
تبصره
حكم تعليق بلافاصله بعد از صدور، اجرا مي شود و اعتراض وكيل موجب توقف اجراي آن نيست.

ماده ۱۴۷

يك نسخه از كليه دادنامه ‌هاي محكوميت انتظامي اعم از قطعي و غيرقطعي در پرونده محكوم‌ عليه نگهداري مي شود.

ماده ۱۴۸

حكم محكوميت در كانوني اجرا مي شود كه صادركننده حكم است. در صورتي ‌كه وكيل محكوم ‌عليه عضو كانون ديگري باشد، رونوشت حكم به كانون متبوع وكيل ارسال مي شود. رونوشت حكم محروميت دائم يا ابطال پروانه به كليه كانون ‌ها و مركز وكلا، مشاوران و كارشناسان قوه قضاييه ارسال مي شود.

ماده ۱۴۹

درخواست تجديدنظر درباره يك قسمت از حكم، مانع از اجراي ساير قسمت ‌هاي لازم ‌الاجرا نيست.

ماده ۱۵۰

هرگاه حكم، در خصوص چند وكيل صادر شده و بعضي از آنان در مهلت مقرر درخواست تجديدنظر كرده باشند، پس از انقضاي مهلت تجديدنظرخواهي نسبت به افرادي كه تجديدنظرخواهي نكرده ‌اند، لازم ‌الاجرا است.

ماده ۱۵۱

در اجراي مجازات انتظامي درجه چهار و پنج، مدت تعليق در موضوع همان پرونده، از مدت محروميت كسر خواهد شد.

ماده ۱۵۲

اجراي حكم محكوميت انتظامي جز در موارد قانوني متوقف نمي شود.

ماده ۱۵۳

محكوميت به مجازات درجه ۴ و ۵ نسبت به وكيلي اجرا مي شود كه پروانه معتبر داشته باشد. در صورتي ‌كه محكوم‌ عليه پروانه خود را تمديد اعتبار نكرده باشد، محكوميت‌ هاي مذكور پس از تمديد اعتبار پروانه، اجرا مي شود.

ماده ۱۵۴

چنانچه وكيل به ‌موجب حكم قطعي به مجازات انتظامي محكوم شود، پس از گذشت مواعد زير اعاده حيثيت مي شود و كليه آثار محكوميت وي زايل مي ‌گردد:
۱
محكوميت انتظامي درجه ۱ و ۲، دو سال از تاريخ صدور حكم قطعي؛
۲
محكوميت انتظامي ۳ و ۴، چهار سال از تاريخ صدور حكم قطعي؛
۳
محكوميت انتظامي درجه ۵، شش سال از تاريخ صدور حكم قطعي.
تبصره
مدت‌ هاي مذكور نسبت به عضويت در هيأت‌ مديره، دادگاه و دادسراي انتظامي، كميسيون ‌هاي كارآموزي و ترفيعات، به ترتيب چهار سال و پنج سال و هفت سال از تاريخ صدور حكم قطعي است.

ماده ۱۵۵

وكلا و كارآموزاني كه موقتاً به كانون ديگري منتقل مي شوند، چنانچه در مدت انتقال مرتكب تخلفي شوند، ازسوي كانون محل انتقال موقت مورد تعقيب قرار مي ‌گيرند و رونوشت رأي به كانون متبوع آنها ارسال مي شود و اتمام مدت انتقال تأثيري در صلاحيت كانون محل انتقال ندارد. در صورت امتناع كانون مذكور، كانون متبوع موظف به رسيدگي است.